کتاب "دانشِ در حاشیه فرهنگهای دیجیتال و ژانرهای نوظهور کنشگری علمی" توسط دکتر عبدالله کریمزاده عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی تالیف و از سوی انتشارات موسسه به مبلغ ۲۲۰ هزار تومان راهی بازار نشر شد. راهی بازار نشر شد.

به گزارش روابط عمومی موسسه مولف در مورد کتاب چنین آورده است:
دانشگاه را باید نه صرفاً بهمثابه یک نهاد، بلکه بهمثابه یک میدان فهم کرد؛ میدانی که در آن، کنشگران مختلف با برخورداری نامتوازن از سرمایههای فرهنگی، نمادین، زبانی و نهادی، درگیر تعریف حدود و ثغور دانشاند. در این میدان، آنچه بهمثابه «دانش مشروع» تثبیت میشود، حاصل نوعی تثبیت موقت هژمونی معرفتی است که همواره در معرض چالش و بازآرایی قرار دارد.
کتاب حاضر از دل این درک میدانمند از دانشگاه شکل گرفته است؛ تلاشی برای جابهجاکردن نقطه تمرکز از ساختارهای تثبیتشده بهسوی فرایندهای در حال شدن. در این جابهجایی، توجه از آنچه رسمیت یافته به آنچه در حال شکلگیری است معطوف میشود؛ به جریانهایی که هنوز نامگذاری نشدهاند، یا اگر نامگذاری شدهاند، در حاشیه قرار دارند. این جریانها، که در این کتاب تحت عنوان «ژانرهای نوظهور کنشگری علمی» مفهومپردازی شدهاند، نه صرفاً پدیدههایی حاشیهای، بلکه بخشی از منطق درونی تحول در میدان دانشگاهیاند؛ یعنی همان نقطهای که بازتولید و مقاومت بهطور همزمان در آن فعالاند.
برای فهم این وضعیت، کتاب از چارچوبی ویلیامزی بهره میگیرد که فرهنگ را نه یک کل یکپارچه، بلکه برآیند فرایندهای همزمان و ناهمساز میداند: امر مسلط، امر رسوبی و امر نوظهور. در این میان، امر مسلط از خلال نهادها و رویههای تثبیتشده، فرایندهای تولید و ارزیابی دانش را بازتولید میکند (در معنای آلتوسریِ دستگاههای ایدئولوژیک دولت)؛ امر رسوبی در قالب سنتهای علمی، قواعد جاافتاده و حافظه تاریخیِ نهادینهشده تداوم مییابد (آنچه بوردیو آن را تثبیت عادتوارههای میدان مینامد)؛ و امر نوظهور هنوز تثبیت نشده است: نه بهطور کامل صورتبندی شده و نه در نظم مسلط ادغام شده، بلکه در وضعیت ناتمامی قرار دارد که امکان دگرگونی را باز نگه میدارد. تمرکز این کتاب بر سطح سوم است؛ جایی که مقاومت هنوز به نهاد تبدیل نشده و امکان هنوز به هنجار بدل نشده است.
کتاب با تمرکز بر بستر ایرانی، به تحلیل خردهفرهنگهایی میپردازد که در حاشیه میدان دانشگاهی و عمدتاً در فضاهای دیجیتال شکل گرفتهاند. این خردهفرهنگها با بهرهگیری از تاکتیکهایی که در نسبت با استراتژیهای نهادی تعریف میشوند، در حال بازآرایی مرزهای کنشگری علمیاند؛ یعنی همان جایی که مقاومت نه در قالب نفی، بلکه در قالب بازتوزیع معنا عمل میکند. از بازنویسی دانشهای حاشیهای و افشاگری نسبت به سازوکارهای آموزشی، تا بیان کارناوالی و شکلگیری مرجعیتهای اینفلوئنسری، این جریانها نشان میدهند چگونه میتوان با منابع محدود در نظمهای تثبیتشده اختلال ایجاد کرد.
ادعای مرکزی کتاب آن است که دانشگاه معاصر را نمیتوان بدون در نظر گرفتن این لایههای نوظهور فهمید. آنچه در پلتفرمها، در کنشهای غیررسمی و در شبکههای پراکنده دانش در حال وقوع است، نه امری بیرونی، بلکه بخشی از خودِ منطق درونی میدان است؛ جایی که بازتولید و مقاومت بهصورت همزمان کار میکنند. حتی الگوریتمها نیز در این میان صرفاً ابزار نیستند، بلکه بهمثابه کنشگران غیرانسانی در تنظیم رؤیتپذیری و مرجعیت دخالت دارند.
برایناساس، این کتاب میکوشد تصویری ارائه دهد که در آن قدرت و مقاومت، تثبیت و دگرگونی، و مرکز و حاشیه در نسبتی دیالکتیکی و پیوستاری فهم میشوند؛ نسبتی که در آن هیچکدام از قطبها خالص نیستند. همانطور که منطق فازی نشان میدهد، مرزها نه خطی، بلکه تدریجیاند؛ و همین تدریجیبودن است که سیاست دانش را در عصر دیجیتال پیچیدهتر میکند.
علاقمندان می توانند برای خرید کتاب با شماره ۲۳۵۱۷۱۶۷ تماس حاصل فرمایند.