پیام خود را بنویسید
 

در نشست گرامی داشت مقام معلم تشریح شد: شکاف نسلی و کمبود ابزارهای آموزشی/ جامعه ایران به ذهن علمی نیاز دارد/ نقش اخلاق حرفه‌ای در معلمی

 | تاریخ ارسال: 1405/2/13 | 

نشست بزرگداشت روز معلم با حضور احمدرضا خضری، مقصود فراستخواه و علی خورسندی در مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی برگزار شد؛ نشستی که در آن سخنرانان از ابعاد کمتر دیده‌شده حرفه معلمی سخن گفتند. در این برنامه، خضری بر «رسالت‌های پنهان» استادان و نقش الگویی آنان در شکل‌دهی به شخصیت دانشجویان تأکید کرد، فراستخواه «مراقبت از حیات ذهنی جامعه» را جوهره تدریس دانشگاهی دانست و خورسندی نیز با طرح تمایز میان «معلمی به مثابه وظیفه» و «معلمی به مثابه مسئولیت»، بر ضرورت نگاه اخلاقی و انتقادی به حرفه معلمی تأکید کرد.
 


شکاف نسلی و کمبود ابزارهای آموزشی، موانع پنهان در مسیر تربیت نسل آینده است
مراسم بزرگداشت روز معلم ظهر امروز با حضور چهره‌های ماندگار عرصه اندیشه و دانشگاه، پیرامون رسالت استاد، اخلاق تدریس و جست‌وجوی معنا در آموزش عالی در مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی برگزار شد.
در این نشست، احمدرضا خضری مشاور وزیر علوم، تحقیقات و فناوری و مدیرکل حوزه وزارتی، با اشاره به موضوع «رسالت پنهان استادان» اظهار کرد: برای استادان در نظام آموزشی رسالت‌های آشکاری تعریف شده است که در قالب مأموریت‌های ابلاغی در احکام کارگزینی نمود پیدا می‌کند؛ از جمله تدریس، انجام پژوهش، نگارش مقاله، انتشار کتاب، راهنمایی پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها و حضور در جلسات دفاع. این مجموعه فعالیت‌ها همان وظایف رسمی آموزشی و پژوهشی استادان به شمار می‌رود.

وی در ادامه افزود: با این حال، رسالت استادان تنها به این وظایف رسمی محدود نمی‌شود و آنچه می‌توان از آن به عنوان «رسالت پنهان» یاد کرد، بسیار فراتر و مهم‌تر از این چارچوب‌های اداری است.

خضری تأکید کرد: اگر نقش استاد صرفاً به انجام این وظایف محدود شود، به تدریج به یک «ماشین تدریس» تبدیل خواهد شد؛ در حالی که رسالت واقعی استادان در حوزه‌هایی تعریف می‌شود که اغلب نانوشته و اعلام‌نشده است.

مشاور وزیر علوم نخستین محور این رسالت پنهان را «فراتر رفتن از انتقال دانش» دانست و گفت: وظیفه استاد تنها آموزش محتوا نیست، بلکه باید به دانشجویان شیوه اندیشیدن را بیاموزد. آموزش مهارت‌هایی همچون مسئولیت‌پذیری اجتماعی، همدلی، کار گروهی و اخلاق حرفه‌ای از جمله مأموریت‌های مهمی است که در هیچ آیین‌نامه‌ای نوشته نشده، اما در عمل از استاد انتظار می‌رود.

خضری افزود: استاد خوب الزاماً پاسخ آماده به دانشجو نمی‌دهد، بلکه او را در مسیر کشف پاسخ هدایت می‌کند. در واقع یکی از مهم‌ترین وظایف استاد روشن کردن چراغ پرسشگری در ذهن دانشجو است، نه تبدیل ذهن او به انباری از اطلاعات.

وی محور دیگر رسالت استادان را «نقش الگویی» آنان دانست و تصریح کرد: استاد بهترین الگو برای دانشجو است. ممکن است دانشجویان پس از سال‌ها برخی آموزش‌های استاد یا حتی نام او را فراموش کنند، اما رفتار و منش استاد را هرگز فراموش نخواهند کرد.

به گفته او، رفتار استاد قوی‌ترین پیام آموزشی است و صداقت و منش حرفه‌ای او همواره در ذهن دانشجویان باقی می‌ماند.

مدیرکل حوزه وزارتی وزارت علوم ادامه داد: الگو بودن استاد امری نیست که صرفاً با تصمیم یا اراده او شکل بگیرد؛ بلکه چه بخواهد و چه نخواهد، به محض حضور در کلاس درس به الگویی برای دانشجویان تبدیل می‌شود. در واقع استاد، الگویی از خود و حتی از استادان پیشین خویش را به نسل‌های بعد منتقل می‌کند.

خضری در ادامه به «آموزش حمایتی» به عنوان یکی دیگر از رسالت‌های پنهان استادان اشاره کرد و گفت: استادان علاوه بر آموزش رسمی باید نقش حمایتی نیز ایفا کنند. ایجاد امنیت روانی برای دانشجویان، تبدیل کلاس درس به محیطی برای آزمون و خطا، احترام به شخصیت انسانی دانشجویان و گسترش تفکر انتقادی از جمله وظایفی است که می‌تواند کلاس درس را به میدان رشد و خلاقیت تبدیل کند.

وی همچنین «تربیت نسل‌های آینده» را از مهم‌ترین وظایف استادان دانست و افزود: استادان باید میان دانسته‌های امروز و نیاز‌های فردای جامعه پیوند برقرار کنند. از همین رو می‌توان آنان را «میهمانان آینده» نامید؛ زیرا نقش مهمی در آماده‌سازی ذهن‌های مسئول، انعطاف‌پذیر و خلاق برای مواجهه با تحولات آینده دارند.

مشاور وزیر علوم یکی دیگر از وظایف استادان را «خودارزیابی مداوم» عنوان کرد و گفت: استاد باید همواره از خود بپرسد که آیا توانسته بر دانشجویان خود تأثیر بگذارد یا خیر. به باور وی، توانایی دیدن خود از نگاه دانشجویان یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی است که می‌تواند به رشد حرفه‌ای استاد کمک کند.

خضری در ادامه «رشد مستمر» را از دیگر رسالت‌های نانوشته استادان دانست و تصریح کرد: استاد نباید در یک نقطه متوقف شود، زیرا ایستایی علمی به معنای کاهش اثرگذاری بر دانشجویان است.

وی همچنین به نقش هدایتگری استادان در شرایط پیچیده دنیای امروز اشاره کرد و گفت: جهان پیش روی دانشجویان همچون اقیانوسی متلاطم و پرخطر است. در چنین شرایطی آموزش صرف نمی‌تواند پاسخگوی نیاز آنان باشد و استاد باید همچون راهنمایی آگاه، دانشجویان را در مسیر درست هدایت کند.

مشاور وزیر علوم با اشاره به ویژگی‌های نسل جدید دانشجویان افزود: در مواجهه با نسل امروز، به‌ویژه نسل «زد»، تقابل مستقیم نتیجه‌بخش نیست. استاد باید با مهارت و ظرافت، گاه از کنار یا حتی از پشت سر، دانشجو را هدایت کند تا بتواند در مسیر رشد و یادگیری حرکت کند.

وی در پایان با اشاره به چالش‌های موجود در مسیر ایفای این رسالت‌ها گفت: فشار‌های آموزشی، فرمالیسم اداری، انتظارات گسترده از استادان، کمبود ابزار‌های لازم و همچنین شکاف نسلی از جمله موانعی است که استادان در مسیر انجام مأموریت‌های خود با آن روبه‌رو هستند. با این حال، تجربه نشان داده است که بسیاری از استادان در طول تاریخ توانسته‌اند با وجود این دشواری‌ها، نقشی تعیین‌کننده در تربیت نسل‌های اثرگذار جامعه ایفا کنند.
 


جامعه ایران به ذهن علمی نیاز دارد
دکتر مقصود فراستخواه جامعه‌شناس و استاد موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آمزش‌عالی با تأکید بر اینکه آموزش دانشگاهی فراتر از یک فعالیت اداری یا انتقال اطلاعات است، گفت: رسالت معلم در دانشگاه «مراقبت از سرمایه انسانی و حیات ذهنی جامعه» است و بدون تقویت ذهن علمی، امکان فهم منافع ملی و حل مسائل اجتماعی فراهم نمی‌شود.

 
معلمی باید از سادگی به «دشواری خلاق» برسد

فراستخواه با بیان اینکه تدریس در سال‌های اخیر گاه به فعالیتی سطحی و صرفاً رسمی تقلیل یافته است، اظهار کرد: امروز بیش از هر زمان دیگری باید معلمی را از حالت آسان و اداری خارج کرد و آن را به فعالیتی عمیق و خلاق تبدیل کرد.

وی افزود: گاهی تدریس تنها به برگزاری چند جلسه کلاس در هفته یا انجام یک وظیفه سازمانی محدود می‌شود، در حالی که آموزش دانشگاهی در واقع فرایند تولید سرمایه انسانی برای آینده جامعه است.

این جامعه‌شناس ادامه داد: آموزش دانشگاهی ارتقای ظرفیت جامعه برای ساختن آینده است و نمی‌توان آن را صرفاً یک فعالیت آموزشی فنی دانست. به گفته فراستخواه، معلم تنها انتقال‌دهنده دانش نیست بلکه خالق رابطه، تولیدکننده فضای یادگیری و شکل‌دهنده اجتماع فکری است.

وی تأکید کرد: استادان دانشگاه در واقع تولیدکنندگان سرمایه‌های نمادین و اجتماعی هستند و می‌توانند نقش مهمی در افزایش تحرک اجتماعی دانشجویان، تقویت عزت‌نفس آنان و شکل‌دهی به مسیر زندگی‌شان ایفا کنند.

آسیب به نهاد آموزش پس از کرونا و بحران‌های جهانی

فراستخواه با اشاره به پیامد‌های بحران‌های اخیر جهانی گفت: از دوران کرونا تا جنگ‌های اخیر، نهاد اجتماعی آموزش در بسیاری از کشور‌ها آسیب دیده و در ایران نیز این آسیب‌ها جدی بوده است. وی توضیح داد: آموزش یک نهاد اجتماعی است و تنها به برگزاری کلاس‌های چند ساعته محدود نمی‌شود؛ بلکه فرایندی پیچیده و زیربنایی برای تولید سرمایه انسانی محسوب می‌شود.

پنج راهبرد برای تقویت آموزش دانشگاهی

این استاد دانشگاه در ادامه به برخی راهبرد‌های ضروری برای حفظ و تقویت آموزش دانشگاهی اشاره کرد و گفت: توسعه زیرساخت‌ها نخستین گام است؛ از جمله تقویت سامانه‌های دیجیتال، آموزش‌های آنلاین و تلویزیون‌های دانشگاهی.

وی افزود: راهبرد دوم، سازگاری فضایی در دانشگاه‌هاست؛ ایجاد پناهگاه‌ها، سیستم‌های هشدار و طراحی فضا‌های آموزشی انعطاف‌پذیر برای شرایط بحرانی. فراستخواه سومین محور را اصلاح و انعطاف در آیین‌نامه‌ها دانست و گفت: مقررات آموزشی باید امکان استمرار آموزش در شرایط خاص را فراهم کنند. به گفته او، توسعه شبکه‌های همکاری میان دانشگاه‌ها و تسهیل رفت‌وآمد دانشجویان برای حضور در کلاس‌ها از دیگر اقدامات ضروری است.

وی همچنین بر اهمیت ظرفیت‌های نهادی و سیاستی تأکید کرد و افزود: نوآوری در سیاست‌گذاری، مقررات‌زدایی برای حفظ کیفیت آموزش و بهره‌گیری از ظرفیت ایرانیان متخصص خارج از کشور می‌تواند به تقویت آموزش دانشگاهی کمک کند.

فراستخواه در ادامه با انتقاد از رویکرد صرفاً رفتارگرایانه در آموزش گفت: این رویکرد درک ما از آموزش را سطحی کرده است. وی تأکید کرد: تدریس تنها تحقق اهداف رفتاری یا اجرای وظایف سازمانی نیست، بلکه نوعی «مراقبت» از سرمایه انسانی در سطح عالی است.

 هویت معلم با آنچه از آن مراقبت می‌کند شکل می‌گیرد

این جامعه‌شناس با اشاره به پژوهش‌های حوزه هویت انسانی گفت: هویت ما بر اساس چیز‌هایی شکل می‌گیرد که به طور روزمره از آنها مراقبت می‌کنیم.

او افزود: از همین منظر، ارجمندی یک معلم دانشگاه به این است که خطوط اصلی زندگی‌اش صرف مراقبت از حیات ذهنی جامعه شود.

فراستخواه در ادامه تأکید کرد: جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری به ذهن علمی نیاز دارد. نبود ذهن علمی باعث می‌شود نتوانیم به‌درستی سود و زیان ملی را محاسبه کنیم یا درباره موفقیت‌ها و شکست‌های جمعی خود تحلیل دقیق داشته باشیم. به گفته او، دانشگاه و استادان آن نقش مهمی در تقویت روحیه علمی، پرسشگری، تفکر انتقادی و نگاه علمی به مسائل اجتماعی دارند.

کلاس درس؛ محل طرح معما‌های علمی

این استاد دانشگاه کلاس درس را فضایی برای طرح مسئله و گفت‌وگوی علمی دانست و اظهار کرد: کلاس زمانی معنا پیدا می‌کند که معلم بتواند یک معمای علمی را مطرح کند و دانشجویان را در مسیر حل آن درگیر کند. وی افزود: آموزش باید به صورت پروژه‌محور و مسئله‌محور باشد تا دانشجویان در فرآیند یادگیری مشارکت فعال داشته باشند.

رسالت معلم؛ زنده نگه داشتن چراغ علم

فراستخواه در پایان سخنان خود با اشاره به دشواری مسیر دانش و آگاهی گفت: فهمیدن و آگاه شدن همواره با رنج همراه است و گاه شرایط اجتماعی نیز مانع گسترش علم می‌شود.

وی تصریح کرد: در چنین شرایطی وظیفه معلم زنده نگه داشتن شوق یادگیری و بیداری علمی در جامعه است؛ حتی اگر «باد‌ها تند باشد و چراغ علم در معرض خاموشی قرار گیرد».

فراستخواه با اشاره به نقش بنیادی معلم در شکل‌دهی «ذهن علمی» دانشجویان گفت: یکی از نسبت‌های مهم در فرایند علم‌آموزی، نسبت علم‌ورزانه است؛ نسبتی که مبتنی بر مشاهده دقیق، کنجکاوی، کاوش روشمند و کوشش برای بی‌طرفی علمی شکل می‌گیرد.

وی افزود: ذهن علمی مرزی ندارد؛ از همه دانش جهان بهره می‌گیرد و در عین حال خود را با جامعه علمی جهان به اشتراک می‌گذارد. معلم باید از همین ذهن علمی مراقبت کند و از همان سال اول کارشناسی، ارزش حقیقت علمی را برای دانشجویان توضیح دهد و آنان را در این مسیر هدایت کند.

فراستخواه با اشاره به مباحث فلسفی یونان باستان ادامه داد: در سنت حکمت، بحثی با عنوان «اتحاد علم و عالم» مطرح است؛ اینکه نفس انسانی از طریق صورت‌های علمی و معانی تکامل پیدا می‌کند.

به گفته او، وقتی انسان علم می‌ورزد، میان او و جهان پیوندی شکل می‌گیرد که موجب استکمال نفس می‌شود. او افزود: شاعران بزرگی مانند مولانا نیز به این پیوند اشاره کرده‌اند؛ آنجا که می‌گوید «توشه‌ای جهانی است بنشسته در گوشه».

این استاد دانشگاه تاکید کرد: خط زندگی یک معلم این است که همواره گوش به جهان بدوزد؛ ببیند در عالم چه می‌گذرد و این آگاهی را با دانشجویانش در میان بگذارد.

او اضافه کرد: معلم باید به دانشجویان یاد بدهد چگونه مسئله طراحی کنند، روش علمی پیدا کنند و اخبار و تحولات را با نگاه تحلیلی بررسی کنند.

فراستخواه با بیان نمونه‌هایی از کاربرد نگاه علمی در حوزه‌های مختلف گفت: دانشجویان باید بتوانند با روش علمی به مسائل کلان کشور نگاه کنند؛ بحران‌های تغذیه و کیفیت تولیدات غذایی، مشکلات اقتصادی، وضعیت دیپلماسی کشور شامل موارد هستند.

وی ادامه داد: ایران از سال ۱۲۷۷، یعنی ۱۰ سال پیش از مشروطه، مدرسه سیاسی داشته است تا امور دیپلماسی با نگاه علمی بررسی شود؛ اما امروز همچنان نیازمند تقویت این نگاه هستیم.

معلمی؛ تولید سرمایه نمادین و شکل‌دهی به آگاهی

فراستخواه با اشاره به نظریات پی‌یر بوردیو توضیح داد: معلمی نوعی تولید سرمایه نمادین است. معلم شکل تازه‌ای از آگاهی، زبان و فهم جهان را تولید می‌کند و به دانشجویان امکان تمایز و رشد می‌دهد.

او افزود: در حوزه روان‌شناسی نیز متفکرانی، چون اروین یالوم نشان داده‌اند که چگونه آگاهی، رابطه و گفت‌و‌گو می‌تواند به رشد انسان کمک کند؛ چیزی که در کلاس درس نیز به‌روشنی رخ می‌دهد. فراستخواه گفت: معلمان با جبر‌های طبیعی و اجتماعی مواجه‌اند؛ ساختار‌هایی که گاه دست‌وپای جامعه را می‌بندند. اما یکی از راه‌های غلبه بر این جبرها، خودِ معلمی است. او تاکید کرد: «معلم افقی نشان می‌دهد که می‌شود تغییر داد، می‌شود بهبود یافت، و می‌شود بر محدودیت‌ها غلبه کرد.»


 


 

نقش اخلاق حرفه‌ای در معلمی؛ تأکید رئیس مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی در بزرگداشت روز معلم

در ادامه این نشست، دکتر علی خورسندی ، رئیس مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، با گرامی‌داشت مقام معلم گفت: بسیاری گفته‌اند که آموزگار گرچه خداوندگار نیست، اما پس از خدا چیزی جز آموزگار نیست. پرسش اینجاست که آیا همه معلمان شایسته تقدیرند؟ من امروز از موضع یک معلم منتقد صحبت می‌کنم نه از جایگاه مدیریتی خودم.

او با اشاره به دو رویکرد متفاوت در معلمی توضیح داد: در نگاه نخست، معلمی به مثابه وظیفه دیده می‌شود؛ یعنی تدریس صرفاً شغلی است برای امرار معاش. در این رویکرد، کیفیت یادگیری یا تغییر رفتار دانشجو اولویت ندارد و معلم تنها به اجرای ظاهری فرایند تدریس متعهد است. متأسفانه تجربه‌های شخصی من از دوران شاگردی، نشان می‌دهد که این نوع نگاه در نظام آموزشی ما کم نیست.

خورسندی رویکرد دوم را «معلمی به مثابه مسئولیت» خواند و افزود: وقتی معلمی را مسئولیت اخلاقی بدانیم، معلم نسبت به وضعیت دانشجو، نگرش او و کیفیت ورودش به کلاس حساس می‌شود. در این نگاه، معلمی شغل نیست؛ حرفه‌ای اخلاقی است. معلم خوب کسی است که نه فقط به دانش، بلکه به نگرش و روحیه شاگرد توجه دارد.

او تأکید کرد: اگر چنین نگاه مسئولانه‌ای حاکم شود، معلمی حقیقتاً شغل پیامبران خواهد بود. پرسش اساسی این است که چگونه می‌توان معلمان را از سطح وظیفه‌محوری به سطح مسئولیت‌محوری رساند؟ این موضوع نیازمند بازآموزی جدی در نظام تربیت معلم است.

رئیس مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی با انتقاد از وضعیت جذب معلم و عضو هیئت علمی در کشور گفت: جذب استاد و معلم یکی از پرچالش‌ترین فرآیند‌های رسمی در ایران است و فاصله قابل‌توجهی میان سیاست‌های موجود و نیاز‌های واقعی نظام آموزشی وجود دارد.
 


شجاعتِ پرسشگری، غایب بزرگ نظام آموزشی 
همچنین دکتر احمدرضا روشن به عنوان دبیر نشست بزرگداشت روز معلم در ابتدای این جلسه گفت: امروز این‌جا گرد هم نیامده ایم فقط برای قدردانی از یک عنوان، یا تجلیل از یک جایگاه شغلی یا اداری. اینجاییم تا مکث کنیم، تامل کنیم و انسان‌هایی را به یاد آوریم که آرام، بی‌هیاهو، جهت فکر و آینده‌ ما را تغییر داده‌اند. به همین خاطر است که می گویند معلمان و استادان، باغبان آینده اند. معلمی یعنی پذیرفتن اینکه ثمره تلاشهایت را شاید هرگز نبینی؛ اما ایمان داشته باشی که بذرهایی که امروز می‌کاری، فرداهای بسیاری را سبز خواهند کرد و اگر هنوز در دل ما  نور یادگیری و شوق کشف چیزی نو وجود دارد، به خاطر شعله‌ای است که معلم، روشن  کرده.
امروز، در روز معلم، از کسانی قدردانی می‌کنیم که چراغ مسیر زندگی را با صبر، با امید و با عشق روشن می‌کنند و اثرشان تا نسل‌ها ادامه می‌یابد. چیزی که یک معلم را ماندگار می‌کند، نه فقط مهارت آموزشی بلکه بزرگواری اوست. او باور دارد هر ذهنی، می‌تواند روزی بدرخشد. معلم واقعی در نقطه‌ای ایستاده که علم و انسانیت به هم می‌رسند. او تنها منتقل‌کننده‌ دانش نیست. او نشان می‌دهد چگونه باید پرسید، چگونه باید شک کرد، و چگونه باید با شجاعت در جستجوی حقیقت قدم برداشت. استاد خوب، پاسخ‌های آماده نمی‌دهد، او ذهن‌هایی می‌پرورد که خودشان بتوانند پاسخ بسازند. او پلی است میان آنچه می‌دانیم و آنچه می‌توانیم بدانیم. هنر استاد این است که گذر از این پل را برایمان ممکن ‌سازد.
البته همیشه هم اینگونه نیست و نباید مطلق انگاری داشت و نباید در کلیشه ها گیر کنیم. عده معدودی نیز خلاف این روال، عمل می‌کنند. یعنی معدود معلمان و استادانی هم هستند که شعله اشتیاق یادگیری و علاقه به تحصیل را در دل دانش‌آموز یا دانشجو خاموش می‌کنند.

دنیایی که هم اکنون ما در آن زندگی می کنیم با سرعتی سرسام‌آور در حال تغییر است و پاسخ‌های دیروز به‌سرعت کهنه می‌شوند. بنابراین، ارزشمندترین میراثی که استاد می‌تواند به دانشجویان بدهد، انبوهی از پاسخ‌های آماده نیست، بلکه شهامت و شجاعت پرسیدن است.
طی سده های گذشته، بزرگترین مسئله کشور ما مسئله توسعه بوده است. همه اندیشمندان این مرز و بوم بایستی در مورد عوامل تآثیرگذار بر توسعه ایران فکر کنند و دلایل و عوامل آن را مشخص نمایند. کمیاب ترین منبع برای توسعه، کمبود پول نیست، کمبود نیروی انسانی متخصص نیست، ناکارآمدی مدیریت نیست، عقب ماندگی تکنولوژی نیست، بلکه کمیابی شجاعت و کمبود شجاعت، مهم ترین عامل یا یکی از مهم‌ترین عوامل توسعه‌نیافتگی است. اگر بخواهیم این بحث را به حوزه آموزش مرتبط کنیم باید گفت شجاعت پرسشگری، غایب بزرگ نظام آموزشی(اعم از آموزش عمومی و آموزش عالی) است.
شما ببینید کودکان در سنین اولیه زندگی خود روزانه ده‌ها سؤال می‌پرسند، اما با افزایش سن و ورود به نظام آموزشی، تعداد پرسش‌ها و تعداد پرسیدن های ما کم می شود. در واقع، بسیاری از نظام‌های آموزشی، خواسته یا ناخواسته، «پرسشگری» را خاموش می‌کنند. سرکوب پرسشگری یکی از معضلات اصلی جامعه ماست. در اینجا نقش معلم و استاد در ایجاد حس نهراسیدن از اشتباه کردن و تقویت شجاعت پرسیدن در دانش‌آموز یا دانشجو، بسیار حیاتی است. استاد می‌تواند این چرخه را ادامه دهد یا آن را بشکند.
همه می‌گویند کار معلم از جنس ساختن و ایجاد کردن است. اما به اعتقاد من، کار معلم واقعی همیشه از جنس ساختن نیست بلکه گاهی کار او از جنس معدوم و ویران کردن است. منتها ویران کردن مثبت، یعنی از بنیاد برافکندن باورهای نادرست و ناثواب دانش‌آموز یا دانشجو و سپس بازسازی و آبادسازی آن.
در مجموع، ۱۲ اردیبهشت، روز بزرگداشت معلم، فرصتی است برای تفکر دوباره در این پرسش که «معلم و استاد بودن» دقیقاً به چه معناست. آیا وظیفه آنها صرفاً انتقال دانش  و دانسته‌هاست؟ یا آن‌که رسالت اصلی چیز عمیق‌تری است؟

 


  

 

کلیدواژه ها: نشست علمی | سلسله سخنرانی | سخنرانی |