یافته های پژوهش

  • شاخصهای ده گانه مشغولیت دانشجویی که برای اولین بار در این پژوهش در سطح دانشجویان دانشگاه‌های کشور اندازه گیری شده است، بیانگر فاصله زیاد وضعیت موجود با وضعیت ایده آل دارد. مقادیر محاسبه شده برای شاخص ها که مقیاس آن بین صفر تا 60 است، حاکی از آن است که بالاترین شاخص مربوط به شاخص "مباحثه با دیگری متفاوت" با مقدار 36.55 و کمترین مقدار مربوط به "محیط حمایتی" با مقدار 21.95 است. یعنی در دانشگاه دانشجویان تمایل به مباحثه با افراد متفاوت از قومیت، نژاد، طبقه اقتصادی، عقاید مذهبی و دیدگاه های سیاسی دارند و این میزان نسبت به شاخص های دیگر بالاتر است. مشغولیت دانشجویی توام با تنوع با آگاهی و فهم بالایی از مقولات قومی و نژادی مرتبط است و می تواند به تجربه‌های بهتر آموزشی بیانجامد. تنوع نه تنها به پیشرفت تحصیلی کمک می کند، بلکه می تواند تفکر دانشجویان درباره خودشان، دیگران و طبیعت فعالیت‌هایشان را نیز بپروراند.  بنابراین اگرچه مقدار شاخص مباحثه با دیگری متفاوت نسبت به شاخصهای دیگر بالاتر است، اما دانشجویان بر این باورند که دانشگاه حمایت ضعیفی در موفقیت تحصیلی، خدمات آموزشی، مشارکت اجتماعی، رفاه، سلامت، فعالیتهای ورزشی، هنری، تفریحی، اشتغال و افزایش ارتباطات و تعاملات اجتماعی آنها دارد. به نظر می رسد که جهت ارتقای مشغولیت دانشجویی، دانشگاه، باید برنامه های حمایتی خود را بازنگری، بهبود و توسعه دهد.
مهمترین و با اهمیت ترین موضوع در بحث مشغولیت دانشجویی که دانشگاههای ایران با آن مواجه هستند، محیط حمایتی دانشگاه است. از نگاه دانشجویان دانشگاهها سطح حمایتی پایینی دارند. بنابراین دانشگاه ها باید برنامه های حمایتی خود را بازنگری، بهبود و توسعه دهند تا بتوانند به ارتقای سطح مشغولیت دانشجویی کمک نماید.
 
  • از ده شاخص مشغولیت که بطور عمده حول مقدار متوسط (مقدار30 ) هستند، 4 مورد آن کمی بیش از مقدار متوسط و 6 مورد آن کمتر از مقدار متوسط هستند. در مجموع شاخص مشغولیت که نشان دهنده  زمان و تلاش دانشجو برای فعالیتهای مطلوب دانشگاهی و احساس مشروعیت و حمایت توسط دانشگاه است، در حد متوسط است و وضعیت مطلوبی ندارد. شاخصها نشان می دهد که اگرچه دانشجویان چالش و دغدغه علمی دارند و سعی می کنند با همتایان خود مباحث را یاد بگیرند، اما با توجه به سطح پایین کیفیت تعاملات با استادان و دانشگاه، و ضعف در محیط حمایتی دانشگاه، یادگیری مطلوب اتفاق نمی‌افتد.
اگرچه دانشجویان چالش و دغدغه علمی دارند و سعی می کنند با همتایان خود مباحث را یاد بگیرند، اما با توجه به سطح پایین کیفیت تعاملات با اساتید و دانشگاه و ضعف در محیط حمایتی دانشگاه، یادگیری مطلوبی اتفاق نمی افتد.
 
  • مقدار پایین شاخص استدلال کمی (23.35) نشان می دهد که دانشجویان از اطلاعات عددی و اماری استفاده کم و ناچیزی در برنامه‌های درسی، تحلیلها و ارزیابی ها می کنند. بنابراین دانشگاه ها باید سطح توان استدلال کمی دانشجویان را ارتقا دهند.
سطح استدلال کمی دانشجویان پایین است. به منظور ارتقای سطح مشغولیت دانشجویی، دانشگاه ها باید سطح توان استدلال کمی دانشجویان را ارتقا دهند.
 
  • همچنین بررسی تفاوت گویه ها از منظر دانشجویان ترم اول و غیر اول نیز نشان داد که از بین 10 گویه، 4 گویه تفاوت معنی داری بین دانشجویان ترم اول و غیر اول وجود دارد. این 4 گویه عبارتند از: 1. نوشتن روان و مؤثر، 2. تفکر انتقادی و تحلیلی، 3. تجزیه و تحلیل اطلاعات عددی و آماری و 4. توسعه یا شفاف‌سازی اصول ارزشی و اخلاقی شخصی. اما در باقی گویه ها تفاوت معنی دار نبود. به عبارتی دیگر تجربه تحصیل در دانشگاه به بهبود مهارتهای نوشتاری، تفکر انتقادی، مهارتهای تجزیه و تحلیل عددی و آماری و به توسعه اصول ارزشی و اخلاقی دانشجویان منجر شده است. اما این تجربه نتوانسته به مهارتهای گفتاری، کار گروهی، دستیابی به شغل و حل مسائل پیچیده واقعی و بودن شهروندی فعال و آگاه کمک نماید.
 
تجربه تحصیل در دانشگاه به بهبود مهارتهای نوشتاری، تفکر انتقادی، مهارتهای تجزیه و تحلیل عددی و آماری و به توسعه اصول ارزشی و اخلاقی دانشجویان منجر شده است. اما این تجربه نتوانسته به مهارتهای گفتاری، کار گروهی، دستیابی به شغل و حل مسائل پیچیده واقعی و بودن شهروندی فعال و آگاه کمک نماید.
 
  • مقایسه شاخص های مشغولیت دانشجویی بین ایران و آمریکا نشان می دهد:
  • یکم- یادگیری سطح بالا در دانشگاه‌های ایران نسبت به دانشگاه های ایالات متحده اختلاف زیادی دارد. به طوری که در ایران، این مقدار بیش از 10 واحد کمتر از دانشگاه‌های ایالات متحده است. این مهم نشان می دهد که دانشجویان ایرانی بیشتر به حفظ کردن مطالب درسی می پردازند تا تحلیل عمیق، ارزیابی و بکارگیری آموخته‌ها. به عبارت دیگر یادگیری سطح بالا در ایران مشکل دارد، این نشانه حافظه گرایی و خرده بینی در آموزش عالی ماست.
دانشجویان ایرانی بیشتر به حفظ کردن مطالب درسی می پردازند تا تحلیل عمیق، ارزیابی و بکارگیری آموخته ها. به عبارت دیگر یادگیری سطح بالا در ایران مشکل دارد، این نشانه حافظه گرایی و خرده بینی در آموزش عالی ماست.
  • دوم- یادگیری متاملانه و یکپارچه در دانشگاه‌های ایران نسبت به دانشگاه های ایالات متحده کمتر است (بیش از 4 واحد کمتر است). یعنی دانشجویان ایرانی توان کمتری نسبت به دانشجویان ایالات متحده در تلفیق و ربط دادن آموخته ها به موضوعات و مسایل پیرامونی و دانش و تجربیات قبلی دارند.
دانشجویان ایرانی توان کمتری نسبت به دانشجویان ایالات متحده در تلفیق و ربط دادن آموخته ها به موضوعات و مسایل پیرامونی و دانش و تجربیات قبلی دارند.
 
  • سوم- راهبردهای یادگیری در دانشگاه‌های ایران نسبت به دانشگاه های ایالات متحده کمتر است (نزدیک به 6 واحد کمتر است). این نشان می دهد که دانشجویان ایرانی کمتر به راهبردهای یادگیری از قبیل تشخیص اطلاعات کلیدی و مهم، مرور جزوات و یادداشتها پس از کلاس و خلاصه نویسی مطالب آموخته شده نسبت به دانشجویان ایالات متحده اهمیت می دهند.
دانشجویان ایرانی کمتر به راهبردهای یادگیری از قبیل تشخیص اطلاعات کلیدی و مهم، مرور جزوات و یادداشتها پس از کلاس و خلاصه نویسی مطالب آموخته شده نسبت به دانشجویان ایالات متحده اهمیت می دهند.
 
  • چهارم- سطح استدلال کمی در دانشجویان دانشگاه‌های ایران نسبت به دانشگاه های ایالات متحده کمتر است (بیش از 5 واحد کمتر است). این بدان معناست که اگرچه سطح استدلال کمی در دانشجویان دانشگاه های کشور ایران و ایالات متحده نسبت به شاخص‌های دیگر پایین تر است و به عنوان یک چالش در دوکشور مطرح است، اما دانشجویان ایرانی توان کمتری نسبت به دانشجویان ایالات متحده در استفاده از آمار و ارقام، تحلیل اطلاعات عددی و ارزیابی آنها دارند. دانشجویان نیازمند توسعه مهارتهای استدلال کمی هستند.
 
دانشجویان ایرانی توان کمتری نسبت به دانشجویان ایالات متحده در استفاده از آمار و ارقام، تحلیل اطلاعات عددی و ارزیابی آنها دارند. دانشجویان نیازمند توسعه مهارتهای استدلال کمی هستند.
 
  • پنجم- یادگیری مشارکتی در دانشگاه‌های ایالات متحده با اختلاف بسیار کمی از دانشگاه‌های ایران بیشتر است. ( 0.44 واحد بیشتر است). فعالیت در کارهای یادگیری گروهی، درخواست از دیگران برای کمک در مسایل دشوار درسی و یا توضیح این مسایل برای دیگران و آماده شدن برای امتحانات، همگی نشان دهنده فعالیت‌های یادگیری جمعی هستند که تقریبا بین دانشجویان دو کشور برابر است. اما نکته قابل توجه کیفیت تعاملات است که در دانشجویان ایران بسیار پایین تر از دانشجویان ایلات متحده است. بنابراین اگرچه روحیه یادگیری مشارکتی در بین دانشجویان ایرانی وجود دارد اما به دلیل پایین بودن کیفیت تعاملات اثربخشی لازم را نداشته است.
 
اگرچه روحیه یادگیری مشارکتی در بین دانشجویان ایرانی وجود دارد اما به دلیل پایین بودن کیفیت تعاملات اثربخشی لازم را نداشته است.
 
  • ششم- دانشگاه‌ها فرصت‌های جدیدی را برای تعامل دانشجویان و یادگیری آنان از دیگرانی که با زمینه‌ و تجارب متفاوت هستند، فراهم می‌نماید. تعاملات متنوع داخل و خارج از کلاس درس فرصت بی نظیری را برای دانشجویان رقم می‌زند و آنها را برای مشارکت فردی و اجتماعی در جهانی متفاوت آماده می‌کند. پژوهش حاضر نشان داد که مباحثه با دیگری متفاوت در دانشجویان دانشگاه‌های ایران نسبت به دانشجویان دانشگاه های ایالات متحده کمتر است (بیش از 3 واحد کمتر است). این بدان معناست که دانشجویان ایرانی تمایل کمتری دارند تا با افراد متفاوت از قوم، نژاد، دین، فرهنگ، طبقه اقتصادی، عقاید مذهبی و دیدگاه های سیاسی خود مباحثه نمایند.
دانشجویان ایرانی تمایل کمتری دارند تا با افراد متفاوت از قوم، نژاد، دین، فرهنگ، طبقه اقتصادی، عقاید مذهبی و دیدگاه های سیاسی خود مباحثه نمایند.
 
  • هفتم- یکی از شاخص های دیگر در سنجش مشغولیت دانشجویی شاخص تعامل دانشجو-استاد است. این شاخص برای هر دو کشور ایران و ایالات متحده در سطح بسیار پایینی قراردارد و حتی در کشور ایالات متحده کمی پایین تر از ایران است (حدود 1 واحد کمتر است). گفت و گوی دانشجویان با استادان در خصوص بهبود عملکرد تحصیلی، آینده شغلی و حرفه‌ای، مطالب درسی و غیردرسی در خارج از کلاس درس و همکاری مشترک در فعالیتهای خارج از تکالیف درسی، فرصت کسب تجربه را برای دانشجویان فراهم می کند و می تواند به ارتقای دانشجویان بیانجامد. بنابراین نتایج نشان داد، نه تنها مقدار این شاخص کم، یعنی تعامل دانشجو استاد در سطح نامناسب است، بلکه کیفیت این تعاملات نیز در دانشگاه های ایران پایین است. رشد تعداد دانشجویان در سالهای اخیر و افزایش نسبت دانشجو به هیات علمی و کم فرصتی اعضای هیات علمی از یک سو و افت کیفی دانشجویان از مهمترین دلایل می‌باشد.
 
نه تنها تعامل دانشجو استاد در سطح پایینی است، بلکه کیفیت این تعاملات نیز در دانشگاه های ایران نامناسب است. رشد تعداد دانشجویان در سالهای اخیر و افزایش نسبت دانشجو به هیات علمی و کم فرصتی اعضای هیات علمی از یک سو و افت کیفی دانشجویان از مهمترین دلایل می‌باشد.
 
  • هشتم- تجربه آموزش اثربخش از دیگر شاخص‌های سنجش مشغولیت دانشجویی است. اینکه استادان با روشی سازمان یافته، منظم، شفاف و ساده به دانشجویان کمک کنند تا درک بهتری از مطالب داشته باشند و یک آموزش اثربخش و مفید را تجربه کنند، بسیار با ارزش است. تجربه آموزش اثربخش در دانشگاه‌های ایران نسبت به دانشگاه‌های ایالات متحده اختلاف زیادی دارد. به طوری که در دانشگاه‌های ایران حدود 10 واحد کمتر از دانشگاه‌های ایالات متحده است. این مهم نشان می‌دهد که تجربه آموزش اثربخش از نگاه دانشجویان ایرانی در حد مناسب و قابل قبولی نیست و این حکایت از ضعف جدی اثربخشی آموزش دانشگاهی دارد و یکی از شواهد آن بیکاری دانش آموختگان آموزش عالی است.
تجربه آموزش اثربخش از نگاه دانشجویان ایرانی در حد مناسب و قابل قبولی نیست و این حکایت از ضعف جدی اثربخشی آموزش دانشگاهی دارد و یکی از شواهد آن بیکاری دانش آموختگان آموزش عالی است.
 
  • نهم- از شاخص های دیگر سنجش مشغولیت دانشجویی کیفیت تعاملات است. تعاملات دانشجو با دانشجو،  اعضای هیات علمی، مشاوران تحصیلی و کارکنان اداری است. مقدار این شاخص در دانشگاه‌های ایران اختلاف زیادی با دانشگاه های آمریکا دارد (حدود 15 واحد کمتر است) و در بین شاخصهای موجود این شاخص نسبت به شاخصهای دیگر اختلاف قابل توجهی دارد. شاید بتوان گفت فرهنگ سازمانی و کاری، خلقیات و ریشه های فرهنگی علت آن باشد.
  • جو دانشگاه از طریق روابط مناسب و مثبت افراد شکل می‌گیرد که می‌تواند به موفقیت و یادگیری بهتر دانشجویان منتهی شود. دانشجویانی که مشتاق به روابط شایسته با همتایان، کادر آموزشی، مشاوران و کارکنان اداری هستند، در کمک یافتن هنگام نیاز بسیار تواناتر از دیگر دانشجویان هستند و این را از محیط خود فرا می‌گیرند.
  • در مجموع کیفیت تعاملات دانشجویان در دانشگاه های ایران مناسب نیست و با توجه به شکاف قابل توجه نسبت به دانشجویان ایالات متحده نیازمند توجه جدی است.
کیفیت تعاملات دانشجویان در دانشگاه های ایران مناسب نیست نیازمند توجه جدی است.
 
  • دهم- میزان حمایتی که دانشگاه‌ها از دانشجویان خود دارند و نقشی که در موفقیت تحصیلی، گسترش تعاملات، فرصتهای مشارکت اجتماعی، رفاه، سلامت، مشاوره، تفریح، ورزش و مسوولیتهای غیر دانشگاهی دانشجویان دارند، بسیار قابل توجه است. دانشگاه باید حمایتگر و یاری بخش دانشجویان باشد. از این رو محیط حمایتی که از دیگر شاخص های مشغولیت دانشجویی است و نقش قابل توجهی در ارتقا مشغولیت دانشجویان دارد. مقدار این شاخص در دانشگاه‌های ایران اختلاف زیادی با دانشگاه های آمریکا دارد (حدود 12 واحد کمتر است). به نظر می رسد پیچیدگی های اداری، ناکافی بودن زیرساختها و برنامه های آموزشی، تفریحی، ورزشی، هنری، مشاوره ای و فضای بسته دانشگاهی منجر به نامناسب بودن سطح حمایتی دانشگاه از منظر دانشجویان شده است.  بنابراین دانشگاه باید سطح حمایت خود را از دانشجویان ارتقا دهد و حامی جدی دانشجویان برای موفقیت تحصیلی باشد و زمینه های لازم برای تشویق و ترغیب دانشجویان در فعالیتهای آموزشی، کمک آموزشی، ورزشی، هنری، تفریحی،  اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را مهیا نماید و به توانمندسازی دانشجویان در مسئولیتهای غیر دانشگاهی مانند خانواده و کار نیز کمک نماید. همچنین به آزادسازی فضای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی برای مشارکت بیشتر دانشجویان مبادرت ورزد.
دانشگاه باید سطح حمایت خود را از دانشجویان ارتقا دهد و حامی جدی دانشجویان برای موفقیت تحصیلی باشد و زمینه های لازم برای تشویق و ترغیب دانشجویان در فعالیتهای آموزشی، کمک آموزشی، ورزشی، هنری، تفریحی،  اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را مهیا نماید و به توانمندسازی دانشجویان در مسئولیتهای غیر دانشگاهی مانند خانواده و کار نیز کمک نماید. همچنین به آزادسازی فضای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی برای مشارکت بیشتر دانشجویان مبادرت ورزد.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شبکه پیمایش مشغولیت دانشجویان ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | Iranian Survey of Student Engagement Network

Designed & Developed by : Yektaweb