پیام خود را بنویسید

میز پژوهشی

راهنمایی برای شیوه جاری سازی آموزش ترکیبی در دانشگاه‌ها



مسئله و هدف


دوره کرونا برای آموزش عالی ایران تجربه و رویدادی نوین بود. رویداد قرنطینه آموزشی که دانشگاه‌های ایران ناگزیر شدند تا به طور جدی در مسیر آموزش مجازی گام برداشته و تلاش کنند زیرساخت‌های لازم برای تحقق آموزش از این مجرا را فراهم آورند. این در شرایطی بود که دانشگاه‌ها از یک سو منابع مالی لازم برای توسعه فضای مجازی را نداشته و از سوی دیگر اعضای هیات علمی مهارت لازم برای انتقال دانش در فضایی جدید را نداشتند.
از این رو، تنها در کمتر از یکسال دانشگاه‌ها با افت شدید کیفیت آموزشی روبرو شدند که پیش بینی می‌شد این بحران سال‌ها بعد در بازار کار خود را نشان دهد. پژوهش‌های انجام شده (Bordoloi et al.,۲۰۲۱;Seraji,۲۰۲۰ و رشیدی، ۱۴۰۰) در این زمینه نشان می‌دهد که آموزش تلفیقی ابزاری مناسب برای تسهیل و ایجاد بهبود در فرایند یادگیری و برون رفت از چنین بحرانی است. آموزش تلفیقی به عنوان موج سوم محیط‌های آموزشی، بعد از محیط‌های حضوری و الکترونیکی در دانشگاه‌ها و نهادهای آموزشی برای پاسخگویی به تحولات جامعه با هدف بهبود کیفیت یادگیری، بسط دامنه پوشش و کاهش هزینه در نظر گرفته می‌شود. با وجود اهمیت کارکرد آموزش تلفیقی، همچنان نهادهای آموزش عالی ایران تجربه زیسته کافی برای اجرای این شیوه آموزشی را نیز ندارند. بنابراین پرسش اینجاست که چگونه باید از کیفیت آموزش در مواجه با بحران بعدی محافظت کرد؟ دانشگاه‌ها بایستی خود را به کدام ابزار مجهز کنند تا بتوانند ضمن پاسداشت کیفیت آموزشی، پاسخگو نیازهای جامعه نیز باشند؟
پاسخ شفاف به این پرسش‌ها رسیدن به راهنمایی برای پیاده سازی صحیح و اصولی آموزش تلفیقی است. آموزش تلفیقی نه به معنای مصطلح آن، بلکه به معنای آگاهی و آشنایی کامل به مفاهیم و مدل های مختلف آن در کنار شناخت جامع از بافت آموزش عالی ایران و رسیدن به راهنمایی که دانشگاه بتواند با اجرای گام به گام آموزش تلفیقی اطمینان حاصل کند.
با توجه به هدف این مطالعه، از رویکرد درس‌پژوهی که بر بهسازی آموزش دانشگاهی و غنی سازی یادگیری تمرکز دارد؛ استفاده می‌شود. درس پژوهی ایده‌ای است که بر چرخه یادگیری گروهی، کیفی، مشارکتی و مداوم اعضای هیئت علمی در آموزش دانشگاهی استوار است و دستاورد آن طرح درس مشترکی است میان اعضای هیات علمی مشارکت کننده که در قالب دانش حرفه‌ای تولید شده، ترویج می‌یابد و در عمل آن‌ را برای بهسازی و نهادینه شدن آموزش تلفیقی به کار می‌گیرند . این چارچوب  تبیین مسئله، طراحی، عمل، بازاندیشی و بازبینی یافته‌ها و یادگیری را شامل می‌شود؛ که در گام نخست همکاران علمی در گروه‌های کوچک، یادگیری مسائل آموزش تلفیقی را بررسی و سوالات معینی را تعیین می‌کنند. سپس، برای یافتن پاسخ سوالات خود طرح درس مشترکی را پیشنهاد می‌کنند. آن‌گاه با همکاری یکدیگر آن را در کلاس درس بر اساس طرح درس حاصل به اجرا می‌گذارند. سپس به ارزیابی و بازبینی فرایند عمل انجام شده و تجزیه و تحلیل یافته‌ها می‌پردازند و در نهایت، آنچه را در پاسخ به سوالات خود آزموده و کسب کرده‌اند، به عنوان یادگیری جمعی ارائه می‌کنند.

بنابرآنچه گفته شد، این میز به دنبال آن است تا راهنمایی را برای آموزش تلفیقی در دروس نظری گروه علوم انسانی تدوین نماید و با اجرای آزمایشی آن از طریق اعضای میز در یک ترم تحصیلی، ضمن بازنگری در راهنما، آن را برای بهره‌برداری به نهاد ذی‌ربط و ذی‌نفع در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ارسال نماید. از جمله خروجی‌های مورد انتظار این میز مواردی چون شیوه نامه ارائه درس به روش آموزش تلفیقی، طرح درس در این شیوه است.

 

دلایل و ضرورت


در پژوهش "مطالعه تطبیقی تجارب کشورهای پیشرو در زمینه آموزش تلفیقی؛ درس‌مایه‌هایی برای آموزش عالی ایران" یکی از راههای اجرایی سازی پیشنهاد سیاستی به برنامه‌ریزان در زمینه نهادینه کردن آموزش تلفیقی به عنوان یکی از آموزش‌های نوین در دانشگاه‌ها راه‌اندازی دوره‌های آموزش کوتاه مدت درس پژوهی با تاکید بر بهسازی مستمر آموزش تلفیقی برای پرورش حرفه‌ای اساتید در این زمینه بود.
از جمله ضرورت و دلایل توجیهی این میز می‌توان به این مهم اشاره داشت که درس پژوهی به عنوان فرایندی، یادگیری از خود و دیگران را به صورت مشارکتی سازماندهی می‌کند، در عمل، ظرفیت بهسازی آموزش و یادگیری در دانشگاه را گسترش می‌دهد و ضمن ترویج یادگیری سازمانی به تولید دانش حرفه‌ای برای بهبود مستمر آموزش عالی کمک می‌کند. درس پژوهی همه کنشگران دانشگاهی را فرا می‌خواند تا بیندیشند که "ما در آموزش دانشگاهی چه می‌کنیم که یادگیری ترویج نمی‌شود"، "چگونه در جست و جوی چشم اندازهای تازه‌ای برای بهسازی آموزش و غنی سازی یادگیری باشیم" و "چرا و در چه فرایندی درس پژوهی می‌تواند نهاد آموزش ما را به دانشگاهی یادگیرنده تبدیل کند" در عین حال، نشان می‌دهد که ما در نقطه عزیمت و سطح نزاع و چالش‌های بهسازی آموزش دانشگاهی و ترویج یادگیری «کجا ایستاده‌ایم».
در صورت جاری سازی چنین ایده‌ای می‌توان به تغییر در سیاست‌های آموزشی در سطح سیاست‌های خرد که به نهادهای آموزشی همچون دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی معطوف است مانند گسترش و ترویج ظرفیت بهسازی آموزش و یادگیری در دانشگاه امید داشت چنین تغییر سیاستی می‌تواند در کوتاه مدت منجر به بهبود سطح مهارت آموزی اساتید در این زمینه شود.