۱- قشر کمدرآمد و دهکهای پایین اقتصادی: افزایش تورم برای افراد کمدرآمد معمولا اثرات بسیار وخیمتری دارد، زیرا درآمد آنها محدود است و نمیتوانند افزایش هزینههای روزانه را تحمل کنند. این اقشار ممکن است بهسختی توانایی تامین نیازهای پایه مثل غذا، مسکن، پوشاک و هزینههای بهداشتی و درمانی را داشته باشند و با مشکلات معیشتی جدی مواجه میشوند.
۲- قشر متوسط و پایین جامعه: این اقشار نیز اغلب از تورم تاثیرات زیانباری را تجربه میکنند، چرا که درآمدهای ثابت دارند. افزایش قیمتها باعث کاهش قدرت خرید آنها میشود. هزینههای معیشت مثل خرید مواد غذایی، مسکن، پوشاک و بهداشت برای آنها بیشتر از قبل میشود، و این ممکن است باعث افزایش فشار مالی و حذف یا کاهش هزینههای دیگر از جمله فرهنگی و تفریحی برای این اقشار شود.
۳- قشر متوسط به بالا و ثروتمندان: افراد با درآمدهای بالا ممکن است تاثیرات تورم را کمتر احساس کنند، زیرا از نظر مالی بیشترین ثروت را دارند و افزایش هزینهها برای آنها تاثیر کمی خواهد داشت. حتی برخی از این افراد ممکن است از تورم بهرهمند شوند، زیرا داراییها و سرمایهگذاریهای آنها در شرایط تورمی ارزش بیشتری پیدا میکند.
اما شرایط تورمی چه اثری بر وضعیت تحصیلی هر یک از این سه قشر دارد؟ بدون شک آموزش در عصر حاضر نقش بسیار مهمی ایفا میکند و به عنوان یک کالای عمومی هم دارای منافع شخصی و هم منافع عمومی است. آموزش به توسعه منابع انسانی کمک میکند. افرادی که با دانش و مهارتهای بهروز مجهز شوند، در بازار کار رقابتی جایگاه بهتری دارند. آموزش، توانمندیهای شخصی و اجتماعی، مهارتهای کاری، و تواناییهای حل مسائل و درک دیگری متفاوت را تقویت میکند و افراد میتوانند بهبودهایی در زندگی خود و جامعهشان ایجاد کنند.
آموزش علاوه بر ترویج نوآوری و پیشرفت تکنولوژی میتواند به ترویج فرهنگ، تاریخ و هویت ملی کمک کند و حل مسائل اجتماعی و زیستمحیطی را تسهیل کند و افراد را به سوی یک شهروند آگاه و کنشگر فعال جهت دهد. آموزش مناسب و باکیفیت میتواند قشربندی اقتصادی و اجتماعی افراد را تغییر دهد و باعث تحرک آنها به دهکهای بالاتر اقتصادی و اجتماعی شود.
اما وضعیت آموزشی در کشورمان هماکنون مطلوب نیست و نهتنها از منظر کمیت دچار نقصان است بلکه وضعیت کیفی آن نیز پرابهام است. دسترسی و عدالت آموزشی مورد بحث جدی است و جایگاه نهادهای آموزشی رو به تضعیف است. حمایتهای دولت ناکافی است و اثربخشی نظام آموزشی بحثبرانگیز است.
بر اساس گزارش فرهنگستان علوم، ایران در آستانه فقر آموزش است و از لحاظ شاخصهای آموزشی وضعیت مناسب نیست. میانگین نمرات آزمونهای نهایی پایه دوازدهم در سال تحصیلی ۹۸-۱۳۹۷ حدود ۶/ ۱۲ بوده است و این میزان در گروههای مختلف عبارتند از: علوم انسانی، ۷۵/ ۱۰؛ علوم تجربی، ۷۷/ ۱۳؛ ریاضی فیزیک، ۲۸/ ۱۳ و معارف ۸۵/ ۱۲. همچنین بر اساس نتایج آزمون تیمز و پرلز، دانشآموزان ایرانی از کیفیت مناسب آموزش و یادگیری برخوردار نیستند. مثلا در ریاضیات پایههای چهارم و هشتم ۳۲درصد از دانش آموزان نمره کمتر از ۴۰۰ (کمترین سطح صلاحیت به عنوان آستانه فقر آموزش) کسب کردهاند. این شاخص در سطح بینالمللی ۸ درصد است. ضمن اینکه از مجموع ۵۸ کشور سنجششده، تعداد ۵۰ کشور در این شاخص وضعیت بهتری نسبت به ایران دارند. گزارشهای دیگر نیز حکایت از آن دارند که در کنکور سراسری سال ۱۴۰۰ گروه ریاضی فیزیک، ۵۶درصد داوطلبان در درس فیزیک صفر یا کمتر از صفر زدهاند.
از سوی دیگر بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، تعداد کل افراد بازمانده از تحصیل روبهفزونی است؛ بهطوریکه این تعداد در سال تحصیلی ۱۳۹۵-۱۳۹۴ برابر ۷۷۸هزار نفر بوده و در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ با ۱۷درصد رشد به ۹۱۱هزار نفر افزایش یافته است. برخی از این کودکان به مدرسه دسترسی ندارند و برخی دیگر به دلیل فقر و دلایل خانوادگی و اجتماعی که باز هم ریشه در فقر دارد از تحصیل بازماندهاند. در این میان استان سیستانوبلوچستان وضعیت بغرنجی دارد، بهنحویکه از سال تحصیلی ۱۳۹۵ - ۱۳۹۴ تاکنون بیشترین فراوانی مطلق و نسبی را در شاخص مذکور دارد و در سال تحصیلی ۱۴۰۱ - ۱۴۰۰، بهتنهایی بیش از ۱۴۵ هزار کودک بازمانده از تحصیل مربوط به این استان است.
وضعیت ترک تحصیلی دانشآموزان هم بحرانی است، به طوری که در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ بیش از ۲۹۷هزار نفر ترک تحصیل کردهاند. بیشترین تعداد آنها یعنی حدود ۱۵۴هزار نفر مربوط به دوره متوسطه اول هستند و باز هم استان سیستانوبلوچستان بیشترین آمار تارکان تحصیل را دارد. آموزش پیشدبستانی نیز در ایران کماهمیت و غیررسمی است و ثبتنام کمی در آن انجام میشود، بهخصوص در روستاها و مناطق محروم. رایگان نیست و تقریبا دولت هیچ مشارکت و حمایتی از آن ندارد. درحالیکه بیشترین یادگیری و رشد مغز در آن سنین است. بار این بخش به دوش بخش خصوصی است و هزینههای بالای آن منجر به کنار کشیدن اقشار کمدرآمد از شرکت در دورههای پیشدبستانی میشود و از همان ابتدا این شکاف نسبت به خانوادههای دهک بالا ایجاد میشود که میتواند پیامدهای بسیاری تا آخر زندگی و حتی نسلهای آتی در فضای رقابتی پیش رو ایجاد کند.
گزارش اندازهگیری برابری و عدالت آموزشی که توسط وزارت آموزشوپرورش در سال ۱۴۰۰ منتشر شده، به بررسی عدالت آموزشی پرداخته و استانها و همچنین شهرستانهای کشور را براساس ترکیب ۲۰ شاخص آموزشی رتبه بندی کرده است. نتایج در سطح استان نشان میدهد که سه استان تهران، مازندران و گیلان برترین رتبه و استانهای سیستانوبلوچستان، خراسان رضوی، آذربایجان غربی و خراسان شمالی پایینترین رتبهها را داشتند. همچنین شهرستانهای نطنز، ساری، قائمشهر و سوادکوه بالاترین رتبه و از سوی دیگر شهرستانهای راسک، سرباز، کنارک، مهرستان که همگی در استان سیستانوبلوچستان هستند در بین ۴۴۹ شهرستان کمترین رتبه را دارا بودند.
نگاهی عمیقتر به این دادهها و رتبهبندیها نشان میدهد که استانها و شهرستانهایی که در دهکهای پایین درآمدی سهم عمدهای دارند و بیشترین آسیب را از تورم دریافت میکنند و در معرض فقر گسترده هستند، در دسترسی به آموزش باکیفیت محرومند. این نابرابری در ورود به آموزش عالی نیز تاثیر قابلتوجهی دارد، بهطوریکه در کنکور سراسری ۱۳۹۹کمترین سهم پذیرش در رتبههای برتر کنکور (زیر ۳۰۰۰)، مربوط به استانهای سیستانوبلوچستان، هرمزگان، خوزستان و آذربایجان غربی و بیشترین سهم مربوط به تهران و یزد بود.
توزیع رتبههای برتر کنکور در مناطق آموزشی کشور نیز شدیدا نابرابر است؛ منطقه ۶ تهران که ۶/ ۰درصد جمعیت پایه دوازدهم کشور را در بر میگیرد، ۵درصد رتبههای برتر کنکور را به خود اختصاص داده است؛ یعنی سهمی ۸برابری از رتبههای برتر به نسبت جمعیت دانشآموزی خود دارد. مناطق ۱، ۳، ۲، ۱۱، و ۱۳ تهران هم همین وضعیت را دارند. در مجموع این ۶ منطقه از شهر تهران، بیشترین سهم را از رتبههای برتر کنکور (در مقایسه با سهم خود از جمعیت دانشآموزی) دارند. مجموعا ۱۲۸ منطقه آموزشی در کسب رتبههای برتر در مقایسه با سهم جمعیت دانشآموزیشان، میزان تناسب بالای یک داشتهاند، یعنی نسبت به جمعیت دانشآموزی خود عملکرد بهتری داشتهاند. ۱۹۶ منطقه آموزشی تناسبی کمتر از ۵/ ۰ دارند، یعنی تعداد رتبههای برتر آنها متناسب با کمتر از نیمی از جمعیت دانشآموزی آنهاست. از مجموع ۷۳۵ منطقه آموزشی در داخل و خارج کشور، ۲۸۵ منطقه آموزشی هیچ سهمی از رتبههای زیر ۳۰۰۰ کشور نداشتهاند.
تفاوت بسیار شدید در کیفیت ارائه خدمات آموزشی در انواع مدارس تحت پوشش نظام آموزشوپرورش کشور، نیز منشأ بروز بسیاری از این بیعدالتیهاست؛ بهطوریکه در کنکور سراسری ۱۳۹۹، تقریبا از هر ۴۰۰ دانشآموز استعدادهای درخشان، ۵۸ نفر موفق به کسب رتبه زیر ۳۰۰۰ کشور در گروههای آزمایشی اصلی (انسانی، تجربی، ریاضی) شدهاند. سایر مدارس با اختلاف زیاد از مدارس استعدادهای درخشان قرار دارند. در مدارس نمونهدولتی، از هر ۴۰۰ نفر، ۱۴ نفر؛ در مدارس غیردولتی، تقریبا از هر ۴۰۰ دانشآموز، ۵ نفر؛ در مدارس هیات امنایی از هر ۴۰۰ دانشآموز، ۳ نفر؛ و در مدارس شاهد از هر ۴۰۰ دانشآموز، ۲ نفر در گروههای انسانی، تجربی، یا ریاضی رتبه زیر ۳۰۰۰ آوردهاند. در مدارس عادی دولتی این مقدار به ازای هر ۴۰۰ نفر، ۱ دانشآموز است (منطقا براساس سهم ۵۴درصدی این مدارس از جمعیت، باید این میزان، حداقل ۵ نفر به ازای هر ۴۰۰ دانشآموز باشد). از همینجا شکاف عمیق بین احتمال کسب رتبههای برتر توسط دانشآموزان مدارس استعدادهای درخشان، نمونهدولتی و غیرانتفاعی با دانشآموزان مدارس عادی پیداست.
نگاهی به قبولشدگان در دانشگاههای برتر نیز نشان از عدموجود دهکهای مختلف در آن دانشگاههاست؛ بهطوریکه ۸۰درصد دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف تا سال ۱۳۹۹، از دهکهای بالای ۸، ۹ و۱۰ بودند و در رشته برق دانشگاه صنعتی نیز ۸۶درصد دانشجویان از سه دهک بالا هستند. در رشته پزشکی و دندانپزشکی دانشگاه تهران نیز ۸۵درصد دانشجویان از سه دهک بالای جامعه هستند.
نتیجهگیری
از آنجا که در جامعه امروزی بخش عمدهای از درآمد و هزینه خانوادهها به مصارف آموزشی اختصاص دارد، تورم میتواند تاثیرات مخربی بر دسترسی به آموزش باکیفیت داشته باشد، بهویژه برای قشرهای کمدرآمد و متوسط جامعه. این مساله بهویژه در دسترسی به فرصتهای آموزش باکیفیت آشکارتر است؛ بهطوریکه خانوادههای کمدرآمد از فرستادن کودکان به پیشدبستانی و حتی دورههای آموزش رسمی به دلیل محرومیتها امتناع میکنند یا از آموزش در مدارس باکیفیت که نیاز به پرداخت شهریه دارند محروم میشوند و از شرکت در دورههای آموزشهای تکمیلی و تقویتی باز میمانند و این منجر به عقبماندگی آنها در رقابتهای اجتماعی و اقتصادی از جمله تصاحب شغل خواهد شد. از سوی دیگر بین تغذیه و پیشرفت و بهبود عملکرد تحصیلی رابطهای مستقیم وجود دارد. خانوارهایی که با موضوع فقر دستوپنجه نرم میکنند دانشآموزانی با عملکرد ضعیف تحصیلی دارند، این امر آینده علمی، فرهنگی و زندگی آنها را به خطر میاندازد.
گویا آموزش ارزش مبادلهای پیدا کرده است و هر کس میتواند با صرف هزینه بیشتر از آموزش باکیفیتتری برخوردار شود. به همین دلیل است که سهم عمدهای از رشتههای پرمتقاضی دانشگاههای خوب کشور به دهکهای خاصی از جامعه اختصاص مییابد و دهکهای پایین محروم از دستیابی به آنها. به نظر میرسد بر اساس تدابیر و سیاستهای نظام آموزشی کشور ثروتمندان، ثروتمندتر و فقرا، فقیرتر میشوند و این بازتولید ادامه دارد. باید طرحی نو درانداخت.
طاهری نیا تصریح کرد: اساسنامهای برای شبکه متخصصان تعریف و فرآیند آن طی شده است و شورای راهبردی و سیاست گذاری دارد. در اساسنامه میزهای پژوهشی مسئله محور، مدت دار و بین رشته ای پیش بینی شده است که طولانی مدت، عام، تخصصی تک رشته نیست.
رییس مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی ادامه داد: در دستگاه آموزش عالی واحد سنجش نگرش دانشگاهیان به عنوان ظرفیت جدید ایجاد شده است تا در مسائل مختلف نظر اعضای هیات علمی، کارکنان دانشگاه و دانشجویان را جویا شویم و براساس آن تحلیلها و راهکارها را پیدا کنیم و به مسوولان ذیربط ارجاع دهیم.
طاهری نیا درباره به محور گفتگو که آینده آموزش عالی را چگونه می بینید، گفت: باید هر مقوله ای را اول تعریف و برای آن تعریف به اجماع برسیم. باید روی کلمه آینده تمرکز کنیم که آینده آموزش عالی منظور کدام آینده است؟ آینده ممکن یعنی آینده ای که عقل انسان امکان وقوع آن را ممکن می داند و منع نمی کند. آیا آینده باور پذیر است؟ یعنی آینده ممکنی است که قرائن و شواهد علمی آن را تایید می کند که این آینده ممکن است بدست بیاید، یا آینده محتمل است؟ یعنی این که بگوییم در سه سال آینده احتمالا به این نقطه خواهیم رسید که احتمال آینده پژوهی از این جنس است و تفاوت آن با آینده ممکن این است که در آینده محتمل از یک بازه زمانی خاص صحبت میشود.
وی افزود: اما به غیر از آیندههای ممکن و محتمل و مطلوب، آینده مقدر را هم اضافه می کنم یعنی آینده ای که به آن اعتقاد داریم. من و شما می گوییم که متاورس دارد میآید و کنشگر اصلی یادگیری می شود، اما اتفاقی مانند کرونا افتاد که سیستم را بر هم زد. بنابراین آینده مقدر را نباید نادیده گرفت. آینده مقدر یعنی چیزی که خارج از محاسبات علمی و مطالعه به عنوان تحول جهانی همه فراینده ها را تحت تاثیر قرار می دهد.
رییس مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی افزود: اگر بخواهیم آینده را بشناسیم، آینده شناس هستیم، اگر بخواهیم آینده را پیش بینی کنیم آینده نگری است و اگر می خواهیم آینده را شکل دهیم آینده نگاری است. اگر بخواهیم آینده را ببینیم آینده گرایی است و اگر بخواهیم آینده را بسازیم آینده پژوهی است. باید بگویم هیچ کدام از اینها نیستیم. آینده نگران هستیم. نمی دانیم آینده چه می شود و برای آن چه راهکاری باید ارائه دهیم؟
طاهری نیا ادامه داد: باید آموزش عالی را تعریف کنیم این تحولات کجای آموزش عالی را می تواند تغییر دهد و کجای آن را نمی تواند؟ آینده ای که از آن صحبت می کنیم آیا یاد دهنده را می تواند حذف کند، آیا فراینده را می تواند حذف کند؟ اصلا آینده می تواند نسبت آموزش و اشتغال را برهم زند. آیا آینده محتمل می تواند نسبت بین آموزش و انتخاب را برهم زند؟ یعنی من را مجبور کند برخلاف انتخاب خود درس بخوانم. آیا آینده می تواند مدرسه و دانشگاه را حذف کند؟
وی خطاب به اساتید گفت: آینده آموزش عالی را چگونه تصور می کنید؟ سیاست گذار چگونه خود را برای این آینده محتمل یا ممکن آماده می کند؟
آینده را تخیل جمعی میسازد
مقصود فراستخواه عضو هیات علمی موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزشعالی نیز در این گردهمایی گفت: با جادو و جنبل آینده درست نمی شود آینده نیاز به تحلیل دارد. آینده را تخیل جمعی می سازد و خیال یک وزیر یا استاد و رییس دانشگاه نمی تواند آن را بسازد. در واقع این استاد و رییس و وزیر هم در این تخیل جمعی باید خود را تعریف کنند.
وی با بیان این که تخیل آینده آموزش عالی یک جانبه نمی شود و باید تخیل جمعی باشد، گفت: ۱۴ میلیون تحصیل کرده آموزش عالی داریم و باید بدانیم که این تعداد در کنار جمعیت کل کشور آموزش عالی ایران را چگونه در نظر می گیرند.
فراستخواه درباره بعضی از تعارضات درونی دانشگاه اظهار داشت: یکی از این تعارضات، تعارض اختیار و مسوولیت است. همه می گوییم مسوولیت اجتماعی دانشگاه در حالی که دانشگاه در کشور تا چه میزان اختیار دارد که بتواند مسئولیت بزرگی را در کشور در اختیار بگیرد؟ وزارت علوم چه میزان اختیار دارد؟ در دانشگاه اعضای هیات علمی چه میزان اختیار دارند؟ بنابراین دوگانه بزرگی که پیش رو داریم این است که ارزش های بقا در ایران در حال رشد است و ارزش های خود بیانی در حال پسرفت است. رییس دانشگاهی که بخواهد خود و دانشگاه را سرپا نگه دارد، از این دانشگاه آینده ای در نمی آید.
عضو هیات علمی موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزشعالی در ادامه گفت: نقش بزرگی برای دانشگاه قائل هستیم، اما چقدر انتظار داریم که او به ما بگوید که حقیقت چیست و چقدر مرجعیت دارد؟
وی افزود: یکی دیگر از دوگانه های آموزش عالی دوگانه نخبه و جامعه است. جامعه ایران هم از نخبگان سنتی و هم از نخبگان جدید عبور می کند. جامعه امروز ما یک جامعه نخبه پرور نیست؛ می خواهد نخبه پرور باشد، اما نمی خواهد نخبه سالار باشد. دانشجویان نسل جدید دیگر دانشجویانی نیستند که با ذوق و شوق پای صحبت استاد بنشیند. در گذشته زمانی که سرکلاس برای دانشجویان صحبت می کردم از ذوق از چشم های آنها اشک جاری می شد، اما امروز می گویند که حرف خود را بزن و برو و معتقدند که ما جای آنها را گرفته ایم.
وضعیت اقتصادی بر آموزش عالی تاثیر گذاشته است
در ادامه علی اکبر صفوی، رئیس کارگروه آموزش مجازی وزارت علوم گفت: تحولات فناورانه، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در آینده تاثیرگذار است. بحث فناوری فقط بحث های معمول آموزش نیست. در آینده بسیار نزدیک در چشم هایمان لنز می گذاریم و از آنجا به اینترنت و همه داده ها وصل هستیم و در مرزهای ما به راحتی می توانند آپلود و دانلود کنند.
صفوی با بیان این که وضعیت اقتصادی به شدت روی آموزش عالی اثر گذاشته است، تصریح کرد: از نظر اقتصادی شرایط کشورهای اقتصادی بزرگ دنیا چه می شود؟ گرایش ها چگونه تغییر می کند؟
رییس کارگروه آموزش مجازی وزارت علوم ادامه داد: بُعد دوم مهارت های مورد نیاز برای استادان و دانش آموختگان است که این موارد در کجای صحنه هستند؟ مهارت هایی که برای انقلاب های صنعتی و برنامه نویسی دنیا لازم است، کجاست؟ چرا می خواهیم برنامه درسی بگذاریم و فرآیند تعریف کنیم؟ بحث مهارت ها برای استادان و دانشجویان و ابعاد آن کجاست؟ از نظر مشارکت در حل مسائل کلان کشورهای جهان در گذشته دانشگاه ها چقدر نقش داشته اند و الان نقش آنها چگونه خواهد بود که به شدت به شرایط سیاسی و اقتصادی کشورها وابسته خواهد بود. روش آموزش و همکاری های ملی و بین المللی چگونه خواهد بود؟ از نظر روش آموزش به شدت تغییرات خواهیم داشت.
صفوی گفت: در زمینه تحولات فناورانه، اقتصادی، سیاسی به کجا می رویم و اگر بخواهیم پیشرفت کنیم به کجا باید برویم؟ در زمینه مهارت ها کجا هستیم و چقدر برنامه ریزی کرده ایم؟ و ساختارهای ما چگونه است؟
وی افزود: بر مبنای مسائلی که گفته شد ساختار آموزش عالی برای دانشگاه چگونه است؟ و از نظر اعتبارات چه برنامه ریزی شده است؟ بنابراین باید جدا از هم مسایل را تحلیل کنیم.
چالش های پیش روی دانشگاه
یدالله مهرعلی زاده عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز گفت: آنچه درباره دانشگاه می شود پیش بینی کرد بحث دانشگاه مستقل از بازار و دولت، در مقابل دانشگاه وابسته به بازار و تجاری شدن و حاکمیت دولت روی دانشگاه ها است. دانشگاه از زمانی که شکل گرفت، همیشه با این چالشها و اختلافات به لحاظ درهم آمیختگی یا نزاع در حوزه تولید و کسب معرفت و دانش و قدرت و ثروت و منزلت که مولفه های کلیدی بودند، روبرو بوده است.
وی گفت: سوالی که اکنون قابل طرح است این است که دانشگاهی که در گذشته این اندازه چالش در چهار حوزه معرفت، قدرت، ثروت و منزلت اجتماعی داشته است، در آینده چقدر متاثر از این حوزه ها خواهد بود.
عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز افزود: پیش بینی آینده دانشگاه های ایرانی هم به لحاظ علمی هم به لحاظ ارتباط و ساختاری ناشی از تعاملی است که دولت و نظام حکمرانی ایران با جامعه بین الملل دارد و این تقابل با جامعه بین الملل چه از سوی آنها چه از سوی ما ایجاد شده، باعث شده است فشار زیادی بر هویت آزاد آموزش عالی ایران وارد شود. به طوری که هویت علمی، ارتباطی و ساختاری دانشگاه ها متاثر از این روابط بین المللی شده است و فشارهایی از سوی نهادهای مرجع و ساختارهای درونی دانشگاه وارد می شود که در آینده می تواند اثرات منفی برای هویت و بازنمایی دانشگاه مستقل ایرانی بدنبال داشته باشد.
وی گفت: در چهل سال گذشته دانشگاه بیش از حد ایدئولوژیک شده است که باعث می شود دوگانه دانش و قدرت را تغییر شکل دهد و این تغییر شکل را برای ساختارهای دانشگاه، در جذب هیات علمی، نظام جذب دانشجو و برنامه های درسی، نظام عزل و نصب ها در مدیریت دانشگاه ها و ساختارهای غیررسمی که معاونان فرهنگی در دانشگاهها ایجاد کرده اند، می بینیم.
وی گفت: وضعیتی که در دانشگاهها وجود داشته پیش بینی می کنیم طی سالهای آینده شدت بیشتری بگیرد و این شدت به نوعی ناشی از هویت مستقل حوزه های علمیه و هویت مستقل دانشگاه است.
وی پیش بینی کرد که در آینده با توجه به نحوه تعاملات دولت با جامعه بین الملل از یک طرف و از طرف دیگر کاهش قدرت دانشی و درونی دانشگاه در مقابله فشار ذی نفعان بیرونی، ساختارها و ارتباطات و روابط علمی دانشگاه حال و هوای خاصی بگیرد.
وی ادامه داد: شکل گیری نظامی ها برگرفته از دانشگاه جندی شاپور ایران بود که بر مبنای آنها قالبی را طراحی کردند. اما این نظامی ها بعد از مدتی که دلیل تفکرات بسته تقریبا حذف شدند، اما دانشگاه هایی که در همان دوره یا بعدها بوجود آمدند توانستند بقای خود را حفظ کنند و در عرصه های جهانی به عنوان دانشگاه های برتر و تاثیرگذار عمل می کنند.
وی ادامه داد: آنچه برای آموزش عالی پیش بینی می کنیم این است که فشارهای بین المللی از یک طرف و فشارهای درونی می تواند به تعامل تبدیل شود، اما چون تحت تاثیر یک قرائت خاص از ایدئولوژی و دین و روابط انسان ها بیرون از جامعه قرار دارد، می تواند در آینده چالش هایی را برای دانشگاه ایجاد کند.
مهمترین شاخص های آموزش عالی
گلناز مهران عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا در باره آینده آموزش عالی گفت: جوابگوی نیازهای جامعه نیستیم و از نظر منطقه ای و در حوزه خلیج فارس دانشگاه هایی شکل گرفته که در ۱۰ سال آینده امکان رقابت با آنها را نخواهیم داشت. از نظر بعد بین الملل اگر تصور بر این است که جوان ما در عرصه جهانی رقابت کند، این را نمی بینیم.
وی درباره مهمترین مشخصه های دانشگاهها گفت: دانشگاه های برتر دنیا بهترین دانشجویان و بهترین استادها و بهترین پژوهشگران را به کار گرفتند و دانشگاه های خود را بین المللی کردند. در واقع از بهترین استعدادهای دنیا استفاده کردند. دومین شاخص منابع است در واقع بودجه دولتی، شهریه ها و گرنت ها و امکان مالی نه تنها پژوهش را راحت می کند؛ بلکه یادگیری را هم تسهیل می بخشد.
مهران افزود: مهمترین شاخص حکمرانی خوب است. در حکمرانی خوب صحبت از چارچوب حمایتی می شود؛ صحبت از دید استراتژیک، نوآوری، انعطاف پذیری، فرهنگ عالی بودن، خود مختاری، استقلال و آزادی آکادمیک می شود. سوالی که بوجود می آید این است که آیا با این حکمرانی غیر دموکراتیک در آموزش عالی، اصلا می توانیم در این زمینه پیشرفتی داشته باشیم؟
ضرورت آینده پژوهی و آینده نگاری
روحالله سهرابی مشاور وزیرعلوم در برنامهریزی و مدیریت راهبردی گفت: بخشی از اتفاقاتی که الان می بینیم ناشی از بی توجهی به روندهایی است که از گذشته رخ داده است. دوستان باید یک سری آینده نگری ها و آینده پژوه هایی می کردند که نکردند و این اتفاقات افتاده است. بنابراین با کمک هم بتوانیم تحلیلی درستی از آینده داشته باشیم و آینده را تاریک نبینیم و تلاش کنیم وضع بهتر شود.
وی با بیان این که انسان های امیدوار لزوما موفق نمی شوند، اما انسان های ناامید حتما ضرر می کنند، افزود: با یکدیگر جمع شدیم و تلاش می کنیم فضای موجود را که با آن مواجهه هستیم، بهتر کنیم.
سهرابی با اشاره به بودجه پایین وزارت علوم در گذشته، اظهار داشت: با این شرایط، امکانات و محدودیت ها که دائم از سوی افراد و کشورهای مختلف در هجمه هستیم، چه کار باید انجام دهیم تا مشکلات را حل کنیم و تلاش کنیم که بهبود پیدا کنیم.
وی با بیان دغدغه خود در زمینه آینده پژوهی فزود: روسای دانشگاه ها آینده پژوهی در اسناد ارایه نکرده اند. بطور مثال در بحث گرفتن دانشجو، توسعه فیزیکی و خیلی موارد دیگر به رقابت و توسعه بی محابا، بی برنامه و بی منطق افتاده ایم. جاهایی مانند موسسه پژوهش و برنامه ریزی باید آینده نگاری و آینده پژوهی را شکل دهند و این خوراک دوستانی باشد که سند راهبردی و سند تحول را تدوین می کنند و هرکدام جدا فکر نکنند.
سهرابی گفت: الان مشخص نیست که واقعا وظیفه دانشگاه چیست؟ می خواهد دانشجو تربیت کند و بگوید وظیفه من دانش آموخته و دانشگاه این است که فردی را تربیت کند و شغل آنها به دستگاه های دیگر ارتباط دارد.
وی در ادامه افزود: وقتی استادی جذب می شود با آن شرایط سخت رسوب می کند و دانشجو می گیرد که موظفی آن پر شود که اینها دغدغه است. استاد می خواهد رسمی و رسمی آزمایشی شود، بعد دانشجو ندارد یا رشته جذاب نیست.
سهرابی گفت: باید روی دانش آموزان کار شود؛ چرا که چند سال بعد آنها دانشجو می شوند. آنها چه تفکر و دغدغه و رویکردهایی دارند. ما با افراد دست اول روبرو نیستیم، در حالی او به دانشگاه و به دست استاد می رسد که نگرش و مهارت های او از قبل شکل گرفته است.
رتبه پایین به کاری گیری دانش
علیرضا اسدی عضو هیات علمی گروه آینده پژوهشی پژوهشگاه نیرو گفت: بین رتبه تولید دانش و به کاری گیری دانش همبستگی وجود دارد، یعنی کشورهایی که رتبه دانش بالایی دارند، رتبه به کارگیری دانش بالا هم دارند. رتبه تولید دانش ایران ۱۴ است، اما رتبه به کارگیری دانش آن ۱۱۷ است؛ در حالی که در آمریکا رتبه تولید دانش سه و رتبه به کارگیری دانش ۱۷ است. رتبه تولید دانش ژاپن ۱۱ و به کارگیری آن سه است. تقریبا یک همبستگی مستقیم وجود دارد.
وی افزود: ما در جایی قرار داریم که نه تنها هرز رفت منابع داریم، بلکه از تولید دانش خودمان هم نمی توانیم استفاده کنیم و احتمالا کسان دیگری از آن استفاده می کنند و بعد اصرار داریم که این روند را ادامه دهیم.
شاخص های دانشگاه های برتر
زهرا گویا عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی گفت: شاخص هایی برای دانشگاه ها برتر معرفی می شود که تلاش داریم خود را به آنها بچسبانیم. یک دوگانه ضعف و قلدری در دانشگاه ها وجود دارد. از یک طرف با کسی نمی خواهیم تعامل داشته باشیم و از طرف دیگر می خواهیم بگوییم برتریم و توانایی رقابت داریم.
گویا افزود: در این رقابت یکی از شاخص های دانشگاه برتر این است که برنده جایزه نوبل داشته باشد که نزدیک آنها نیستیم و از طرف دیگر داشتن دانشجویان خارجی است. یعنی دانشگاه های خوب دنیا بهترین دانشجویان خارجی را جذب می کنند و از هر پدیده اجتماعی و سیاسی که در هرجای دنیا رخ داده بهترین ها را جذب کردند؛ مثل اتفاقی که در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی رخ داد که می توانستیم دهها استاد و پژوهشگر برجسته را جذب کنیم، اما گفتیم که شاید جاسوس باشند و این کار را نکردیم.
وی ادامه داد: برای این که بگوییم به این مرتبه رسیده ایم، دانشجوی خارجی را به خرج موسسات خودمان می آوریم.
گویا گفت: در حال حاضر در دانشگاه ها دستور از بالا به پایین است. اگر بخواهیم تعامل بین المللی داشته باشیم، اساس آن بر گفتگو، احترام متقابل، نگاه کمتر سیاسی به علم و پژوهش و حداقلی رعایت اصول دمکراتیک است.
دانشگاه باید از چنبره دولت خارج شود و رقابتی عمل کند
در ادامه محمد جواد صالحی عضو هیئت علمی موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی گفت: دانشگاه باید از چنبره دولت خارج شود و رقابتی پیش رود و مهارت دانشجویان را باید ارتقا دهیم چراکه دانشجو مرکز است.
وی افزود: دور شدن از استقلال دانشگاهی تنش و فشاری است که بر ما وارد شده است و دستوری اجرا کردن و کنترل دانشگاه از دیگر معضلات ماست.
به گزارش روابط عمومی موسسه در ابتدای این پنل دکتر رضا منیعی به عنوان مدیر جلسه به صورت جامع به بررسی تقاضای فزاینده برای کنکور به ویژه در رشته های علوم تجربی اشاره و این روند را یک روند بسیار نگران کننده دانست. وی گفت: لازم است در این خصوص بررسیهای جدی صورت پذیرد تا بتوان از خلال آن پیشنهادهای سیاستی راهگشا ارائه کرد.
در ادامه دکتر علی باقر طاهری نیا رییس موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی سخنرانی خود را تحت عنوان «خودتنظیمگری داوطلبان برای ورود به دانشگاه» ارائه کرد. وی ضمن تاکید براهمیت بررسی و تحلیل نوسان تقاضای ورود به آموزش عالی اهم مطالب خود را ذیل سه عنوان الف: بررسی وضع موجود به روایت ب: متغیرهای موثر در شکل گیری وضع موجود و ج: تحلیل و جمعبندی یافتهها بر مبنای خودتنظیمگری بیان کرد.
عضو دائم شورای معاونین وزارت علوم گفت: وضعیت داوطلبان کنکور حاکی از آنست که در دو گروه آموزشی ریاضی و فنی و علوم تجربی در سال های اخیر با کاهش میزان تقاضا مواجه هستیم و بیشترین افزایش متقاضی مربوط به زیر گروه زبان خارجه می باشد. وی در ادامه با اشاره به متغیرهای موثر در شکل گیری وضع موجود به سه عامل زیر اشاره کرد:
الف) میزان اشتغال پذیری دانشجویان ب) ماهیت خاص زیر گروههای آموزشی ج) علاقمندی و شناخت از ماهیت رشته ها
طاهری نیا ادامه داد به باور من، آنچه که اکنون شاهد آن هستیم پدیدهی خودتنظیمگری داوطلبان است. این خودتنظیمگری به ما میگوید که داوطلبان ما هوشمندانه عمل میکنند و این یک رویداد طبیعی و منطقی است. رئیس موسسه در پایان تأکید کرد که در جریان این تحولات، حاکمیت نیز باید نقش و سهم تنظیمگری خود را ایفا کند.
سپس دکتر رضا محمدی، عضو هیات علمی سازمان سنجش و آموزش کشور، با توجه به آمار سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۱ تحلیل خود را تحت عنوان «بررسی روند تقاضا برای آموزش عالی: مورد کنکور سراسری ۱۴۰۱-۱۳۹۰» ارائه کرد. وی با تاکید بر وجود چالشهای جدی در زمینه پذیرش دانشجو، عدم تمایل به ورود به حوزه ریاضی و فنی و مهندسی را بسیار جدی دانست و آن را در آستانه یک وضعیت بحرانی تفسیر کرد.
محمدی گفت: داوطلبان علاوه بر عدم تمایل به رشتههای فنی و مهندسی، از انگیزه لازم حتی برای شرکت و حضور در جلسه آزمون سراسری را نیز برخوردار نیستند. عضو هیات علمی سازمان سنجش آموزش کشور میزان پاسخگویی داوطلبان رشتههای فنی و مهندسی به سوالات دروس تخصصی مانند ریاضی را بسیار پایین و در حد یک فاجعه توصیف کرد و یکی از علل مهم این بحران را ضعف جدی در حوزه هدایت تحصیلی دانشآموزان دانست.
سخنران بعدی نشست دکتر علی رجالی، عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی اصفهان، با تاکید بر اهمیت موضوع نوسان تقاضای ورود به دانشگاه، چالش در جذب دانشجو در رشتههای فنی و مهندسی را یک پدیده منحصر به فرد و جدید ندانست و خاطر نشان کرد که این چنین چالشی را کشور در سالهای ۱۳۵۶ تا ۱۳۶۲ نیز تجربه کرده بود. وی ادامه داد چالش اصلی به حوزه آموزش و پرورش و آموزش ابتدایی باز میگردد چون در این حوزه آموزشهای ارائه شده ضعیف و ناکارآمد است.
دکتر علی عظیمی دبیر اداره مراکز مشاوره آموزش و پرورش نیز دیگر سخنران این پنل بود، وی با اشاره به به کارگیری چهل هزار مشاور در مدارس از نیاز جدی کلیه مدارس کشور به عنوان مشاور تخصصی به عنوان الویت وزارت آموزش و پرورش یاد کرد.
در ادامه جلسه اعضای حاضر در پنل نظرات خود را در خصوص موضوع پنل بیان داشتند.