مقصود فراستخواه در نشست «اینترنت و زیستبوم علم در ایران؛ تأملی بر نسبت محدودیتهای اینترنت و حیات علمی در ایران» که در مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی برگزار شد، با اشاره به اینکه در مقیاس کلان اجتماعی یک «مدل نقص» در فضای علمی ما سیطره دارد، گفت: مدل نقص اینگونه است که ما خود را نخبگان و جامعه را نادان فرض کنیم و مدام برای این جامعه خالی، دستاوردهایی چون مقاله، مدرک و ثبت علمی تولید و به آنها منتقل کنیم؛ گویا جامعه از خود هیچ ندارد.
فراستخواه با اشاره به اینکه در مقیاس کلان اجتماعی یک «مدل نقص» در فضای علمی ما سیطره دارد، گفت: مدل نقص اینگونه است که ما خود را نخبگان و جامعه را نادان فرض کنیم و مدام برای این جامعه خالی، دستاوردهایی چون مقاله، مدرک و ثبت علمی تولید و به آنها منتقل کنیم؛ گویا جامعه از خود هیچ ندارد.
وی ادامه داد: اینگونه که ما تصور میکنیم، علم دارای خصیصههایی خیالی و رمزآلود است. تنها ما میدانیم علم چیست و در برج عاج با همدیگر فقط زبان همدیگر را میفهمیم، اما مردم و بیرون این قلعههای انحصار دانشگاهی یا هر ساختار مشابه، این زبان را نمیدانند و ما باید به آنها کمک کنیم. یعنی نخبگانی هستند که علم را به جامعه، شرکتها، سازمانهای مختلف، صنعت، نوآوری و سایر بخشها منتقل میکنند.
این استاد جامعهشناسی چنین رویکردی را پدرمآبانه دانست و گفت: این وضعیت در زندگی اجتماعی اثرگذاری کافی ندارد و تأثیر اجتماعی آن کمرنگ میشود. در چنین شرایطی پاسخگویی اجتماعی علم کاهش مییابد، تا جایی که نمیتوانیم به جامعه زبانبخشی علمی ارائه کنیم.
فراستخواه، دغدغه اصلی خود را میزان کاربرد زبان علمی در حل مسائل عینی جامعه نظیر رانندگی، بحرانهای اقلیمی و تعارضات خانوادگی، کاری یا سیاسی عنوان کرد و افزود: علم ِموجود گویا نوری بر زندگی مردم نمیتاباند.
وی این وضعیت را به دلیل داشتن «برنامه ضعیف علم» (Program of Science) دانست و گفت: راه برونرفت از این وضعیت ورود به «برنامه قوی علم» از طریق توسعه حوزه عمومی است.
عضو هیئتعلمی موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی خاطر نشان کرد: در این مسیر یکی از راهها این است که علم وارد حوزه عمومی شود. متفکرانی مانند هابرماس در این زمینه بسیار بحث کردهاند و نظریه حوزه عمومی از او به بعد توسعه یافته است. در این دیدگاه، «عقل ارتباطی» جایگزین «عقل ابزاری» میشود؛ یعنی عقلانیت ما صرفاً یک سوژه محض معطوف به ابژهها نیست، بلکه خصیصهای ارتباطی دارد که از دل آن مکالمه، مفاهمه، نقد و گفتگو شکل میگیرد.
وی در ادامه به تشریح ۱۰ ویژگی اصلی حوزه عمومی علم پرداخت و گفت: یکی از ویژگیهای حوزه عمومی، دسترسی باز به اطلاعات است؛ هرجا دسترسی باز وجود داشته باشد، حوزه عمومی میتواند شکل بگیرد و رشد کند. ویژگی دیگر، افقی بودن است؛ در برابر ساختارهای عمودی و سلسلهمراتبی، حوزه عمومی بهصورت افقی توسعه مییابد.
فراستخواه، سایر ویژگیها را «گفتگومحور بودن»، حرکت به سمت «دموکراسی گفتگویی» و «برابری» در حق دانستن، رسانه و بحث دانست. وی در تشریح ویژگی ششم که یک اشکال معرفتشناختی است، افزود: در حوزه عمومی، حقیقت امری «میانذهنی» است؛ یعنی حقیقت در ذهن یک فرد نیست که یا بداند یا نداند، بلکه حقیقت در میان انسانها شکل میگیرد و در تعامل جمعی آشکار میشود.
به گفته وی، یکی از ویژگیهای حوزه عمومی علم شکلگیری اجتماعات تفسیری است، به این معنی که اجتماعاتی شکل میگیرد که در آنها گفتوگو جریان دارد. همچنین زبان حوزه عمومی، زبانی «باز» و غیر بسته است؛ به علاوه ویژگی دیگر این حوزه «کثرتگرایی» است، به این معنا که ذاتاً چندصدا و متکثر است.
فراستخواه همچنین بر لزوم استقلال حوزه عمومی علم از دو نهاد قدرت یعنی «دولت» و «بازار» تأکید کرد و افزود: علم در حوزه عمومی نباید تحت سیطره دولت به بهانه محرمانگی یا بازار به بهانه کسب سود انحصاری باشد، اگرچه هر دو نهاد میتوانند بخشی از گفتگوی حوزه عمومی قرار بگیرند.
وی خاطرنشان کرد که حوزه عمومی میتواند دانشگاه، جامعه، دولت، صنعت، بازار و بومزیست را در قالب یک پیچش پنجگانه به هم متصل کند. همچنین ویژگی مهم دیگر این است که حوزه عمومی، علم را به زندگی جامعه پیوند میزند؛ یعنی حیات آکادمیک به زندگی روزمره مردم متصل میشود.
فراستخواه در بخش دیگری از سخنان خود به رابطه اینترنت و حوزه عمومی پرداخت و گفت: تمدن الگوریتمی که به جای تمدن قلمی در حال استقرار است، محیطی پویا، وسیع، شتابدهنده و تقویتکننده ایجاد کرده که میتواند حوزه عمومی علم را چند قدم جلوتر ببرد. اگرچه حوزه عمومی علم با اینترنت به وجود نیامده، اما فرآیند آن با اینترنت تسهیل و تسریع شده و دسترسی، ارتباط، مشارکت و توزیع دانش را به شدت افزایش داده است.
وی خاطر نشان کرد: اینترنت به شکلگیری هویتهای علمی کمک میکند؛ هویتهایی که میتوانند در محلهها و زیستبومهای علمی شکل بگیرند و در سطح محلی و جهانی فعالیت کنند. شواهد جهانی زیادی در این زمینه وجود دارد؛ در سطح محلی، حلقههای علمی برای زیستبومها شکل میگیرند.
این جامعهشناس اظهار کرد: در حوزه عمومی، دستورگذاری نیز رخ میدهد؛ یعنی از دل این فضا موضوعاتی وارد دستور کار دولتها میشود و دولتها واکنش نشان میدهند. اینترنت برای دانشمندان امکان کنترل بیشتر بر زندگی علمی را فراهم کرده و برای شهروندان نیز خصلت انتقادی را تقویت میکند، زیرا هر محتوا مورد نقد و بازنشر قرار میگیرد.
این پژوهشگر، یکی از دستاوردهای بسیار مهم پیوند اینترنت و حوزه عمومی را شکلگیری «علم شهروندی» (Citizen Science) و نه صرفاً دانش شهروندی دانست و گفت: در این الگو، شهروندان بدون نیاز به عضویت در هیئت علمی یا تحصیل در مقطع دکتری، به علمورزی میپردازند.
وی افزود: در این بستر، عامه مردم از حالت منفعل خارج شده و به یک «عامه خلاق» تبدیل میشوند که در پروژههای علمی نظیر سنجش تشعشعات رادیواکتیو، ثبت عوارض جانبی داروها، محاسبه آلودگی محصولات تراریخته و بحرانهای اقلیمی مشارکت میکنند؛ فرآیندی که کاملاً دارای روش، مشاهده، فرضیه و تحلیل است.
فراستخواه به مشکلات این حوزه پرداخت و گفت: اینترنت یک ابزار بیمسئله نیست و امامزادهای نیست که بتواند همه مشکلات ما را حل کند. هنوز دولتها در اینترنت نقش تعیینکننده دارند و در برخی کشورها آن را مسدود میکنند. بازار، نفوذ عجیبی در اینترنت دارد و شرکتهای بزرگ نیز نفوذ گستردهای دارند و حریم خصوصی کاربران را تهدید میکنند.
وی افزود: همچنین پوپولیسم تازه در اینترنت شکل میگیرد. اتاقهای پژواک، شبهعلم و غوغای رسانهای از چالشهای جدی هستند. در این غوغا خصیصههای علمی رنگ میبازد و در این فضا، تفکر سریع بر تفکر آهسته غلبه میکند.
قطع اینترنت و توقف ۴ برنامه همکاری علمی با دیاسپورای ایرانی
رئیس مرکز همکاریهای علمی و بینالمللی وزارت علوم با اشاره به ۴ طرحی که برای استفاده از ظرفیت دیاسپورای ایرانی تدوین شده بود، گفت: بدون دسترسی پایدار به اینترنت این طرحها عملاً قابل اجرا نیست.
احسان قبول در نشست «اینترنت و زیستبوم علم در ایران؛ تأملی بر نسبت محدودیتهای اینترنت و حیات علمی در ایران» که در مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی برگزار شد، موضوع اینترنت و دیپلماسی علمی را از مسائل بدیهی دانست و گفت: در مفهوم واژه اینترنت، شبکهسازی از طریق فضای دیجیتال مطرح است و دیپلماسی نیز موضوع ارتباط یک کشور با سایر کشورها را در بر میگیرد؛ بنابراین هر دو مفهوم بر ارتباط و شبکهسازی بنا شدهاند.
وی افزود: آموزش عالی دارای ابعاد آموزشی، پژوهشی، فناوری، فرهنگی و اقتصاد دانشبنیان است و اینترنت در شرایط امروز هم بهعنوان ابزار و هم بهعنوان محیط عمل میکند و بدون آن، تحقق این اهداف پنجگانه امکانپذیر نیست.
دنیای بدون اینترنت اساساً قابل تصور نیست
رئیس مرکز همکاریهای علمی و بینالمللی وزارت علوم با اشاره به مفهوم «دیپلماسی علمی مجازی»، گفت: در این الگو دیگر نیازی به سفر فیزیکی برای برقراری ارتباط علمی وجود ندارد و این مفهوم بهویژه در دوران کرونا اهمیت خود را نشان داد. امروز، دنیای بدون اینترنت اساساً قابل تصور نیست. موضوع دیگر نیز هوش مصنوعی است که امروز در هر سیاستگذاری جای خود را باز کرده است و ورود به این عرصه بدون اینترنت قابل تصور نیست.
قبول در مورد تجربههای اخیر گفت: دیپلماسی علمی در کشور ما در دوره جنگ ۴۰ روزه و پس از جنگ به دلیل قطع اینترنت عملاً متوقف شد. در آن دوره ما نیز تا سوم یا چهارم فروردین هیچ دسترسی ارتباطی نداشتیم و پس از آن بود که توانستیم ارتباط بین وزیر علوم و ۱۲ وزیر در سایر کشورها را برقرار کنیم. پس از آن توانستیم ۱۰ برنامه همکاری مشترک از جمله توافقهایی با ترکیه و بلاروس ایجاد کنیم و همچنین مقدمه شرکت وزیر علوم در اجلاس آینده شانگهای در مینسک که هفته آینده برگزار خواهد شد، فراهم شد.
رئیس مرکز همکاریهای علمی و بینالمللی وزارت علوم با اشاره به برخی اهداف در زمینه دیپلماسی علمی در برنامه هفتم توسعه، ادامه داد: در برنامه هفتم مسئولیتهایی برای وزارت علوم، دانشگاهها و پارکها تعریف شده است. رئیسجمهور نیز این برنامه هفتم را به عنوان برنامه خود انتخاب کرده و برنامههای وزارت علوم نیز بر اساس آن تدوین شده است. در این برنامه اهدافی مانند مرجعیت علمی در دنیا و منطقه برای کشور تعریف شده است، اما در سالهای اخیر روند تولید علمی ایران با افت مواجه شده است. ۴ سال پیش ما به جایگاه ۱۴ دنیا رسیده بودیم، اما در حال حاضر در جایگاه ۱۸ دنیا قرار داریم.
وی ادامه داد: در این مدت میزان انتشار مقالات ما منفی شده است؛ در حالی که در این مدت ترکیه ۲۰.۵ درصد و عربستان ۱۸.۵ درصد رشد داشتهاند. در صورت تداوم این روند، ایران طی دو سال آینده ممکن است از فهرست ۲۰ کشور اول دنیا در زمینه انتشار مقالات خارج شود.
نقش محدودیت اینترنت در افت علمی کشور
قبول با اشاره به تأثیر قطعی اینترنت، گفت: در این ۴ سال بارها کشور تجربه قطع اینترنت را داشته است و تاثیر آن قابل مشاهده است. در دورههایی که اینترنت قطع یا محدود بوده، حتی اساتید امکان انتشار مقالات خود یا دسترسی به آخرین یافتههای علمی جهان را نداشتند. این قطع دسترسی اینترنت اختلالاتی را در زنجیره علم و فناوری کشور ایجاد کرد و این موضوع در کنار سایر مشکلات مانند کمانگیزگی و سیاهنمایی در مورد انتشار مقالات و ... ابزار پژوهش را نیز دچار مشکل کرد.
وی با اشاره به ماده دیگری از قانون برنامه هفتم توسعه در مورد بهکارگیری ظرفیت دیاسپورای ایرانی، گفت: در برنامه هفتم توسعه، استفاده از ظرفیت ایرانیان مقیم خارج مورد توجه قرار گرفته و شورایی به ریاست رئیسجمهور برای این موضوع تشکیل شده که در آن ۴ طرح اصلی در حوزه استفاده از ظرفیت دیاسپورای ایرانی تعریف شده است.
۴ طرحی که قطع اینترنت آن را متوقف کرد
رئیس مرکز همکاریهای علمی و بینالمللی وزارت علوم ادامه داد: این طرحها شامل «۱۰۰۰ پارسا» با مشارکت ایرانیان خارج از کشور، «۱۰۰۰ کلاس آموزشی»، اتصال ۱۰۰۰ واحد فناور به شرکتهای دانشبنیان و همچنین برگزاری ۱۰۰۰ رویداد فرهنگی است. در این برنامهها حتی پیشبینی شده است که بخشی از کلاسهای آموزشی بهصورت مجازی برگزار شود و اساتید ایرانی خارج از کشور در آن مشارکت داشته باشند؛ ولی بدون دسترسی پایدار به اینترنت این طرحها عملاً قابل اجرا نیست. در حوزه اقتصاد دانشبنیان نیز اینترنت نقشی شبیه اکسیژن دارد و بدون آن امکان توسعه وجود ندارد.
قبول با بیان اینکه در شرایط فعلی ارتباطات بینالملل از جمله اعزام رایزنهای علمی و اجرای برنامههای مشترک با محدودیتهای مالی و اجرایی مواجه شده است، افزود: در کشورهایی که کرسیهای زبان و ادبیات فارسی دارند، این موضوع از اهمیت بیشتری برخوردار است. در این شرایط استفاده از ابزارهای مجازی در دستور کار قرار گرفته و حتی در مکاتبات رسمی نیز پیشنهاد شده است به جای فرستادن استاد یا ارسال فیزیکی کتاب، از ظرفیت آموزش مجازی و کتابخانههای مجازی استفاده شود.
رئیس مرکز همکاریهای علمی و بینالمللی وزارت علوم با اشاره به عضویت ۲۱ دانشگاه ایران در اجلاسهای شانگهای و بریکس، گفت: این دانشگاهها میتوانند هر ماه و هر هفته از طریق اینترنت ارتباط برقرار کنند و برنامه داشته باشند، ولی وقتی باکس ایران خالی دیده شود، چه تصویری از ما به عنوان «دیگری» در ذهن خارجی شکل میگیرد؟ در شرایطی که کشور بارها دچار خاموشی اینترنت شده، عمل نکردن به تعهدات میتواند تصویر منفی از کشور در نگاه شرکای علمی ایجاد کند و این مسئله در بلندمدت خطرناک است.
وی با اشاره به هدف جذب ۳۲۰ هزار دانشجوی خارجی در برنامه هفتم توسعه، گفت: کیفیت زیرساختهای ارتباطی در شکلگیری تصویر این دانشجویان از ایران بسیار مؤثر خواهد بود. وقتی دانشجوی عراقی یا افغانستانی وارد ایران شود، با وضعیت اینترنت چه تصوری از ایران خواهد داشت و چگونه میخواهد برای ایران تبلیغ کند؟
قبول با تأکید بر اهمیت تدوین بسته حمایتی برای اینترنت، تصریح کرد: برای تداوم فعالیتهای علمی و فناورانه باید بستهای حمایتی و باز برای اساتید، پژوهشگران و فناوران تعریف شود. هرچند که فعالیت یک روزنامهنگار و یا فعال مجازی اهمیت دارد، ولی این فعالیت کوتاهمدت است، اما فعالیت پژوهشگران و فناوران پایدار است. بنابراین لازم است بسته ویژهای برای دیپلماسی علمی طراحی شود تا افراد فعال در حوزه بینالملل بتوانند بدون اختلال، نقش خود را در توسعه علمی کشور ایفا کنند.
رتبه ایران در شاخص خاموشی اینترنت؛ طبقاتیکردن اینترنت با ذات علم در تضاد است
عضو هیئتعلمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی در مورد وضعیت ایران گفت: در شاخص خاموشی اینترنت در منطقه «منا»، ایران در صدر کشورهای منطقه قرار گرفته و به صورت پایدار جزو ۵ کشور پٌر بسامد خاموشی در جهان است.
محمد حسینیمقدم اینترنت را بهمثابه زیرساخت دانست و گفت: یکی از انگارههایی که میتوان در دنیای امروز و در مواجهه با نسلی که در پلتفرمها بزرگ میشود، مطرح کرد، این است که کودکان و نوجوانان امروز در شرایط قطع اینترنت با مسئله معنا و نوعی سردرگمی مواجهاند. ما دیگر در جهانی که اینترنت دارد زندگی نمیکنیم؛ ما در جهانی زندگی میکنیم که اینترنت است.
وی با اشاره به دیدگاه مانوئل کاستلز و نظریه «جامعه شبکهای»، افزود: جامعه امروز از «جامعه اطلاعاتی» عبور کرده و به «جامعه دیجیتال» وارد شده است؛ جامعهای که در آن دیجیتال صرفاً یک بعد فناورانه در کنار سایر ابعاد زندگی نیست، بلکه بنیان جامعهشناختی و فناورانه همان جامعه شبکهای است.
عضو هیئتعلمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی با اشاره به موضوع خاموشی اینترنت، اظهار کرد: گزارشهای مختلف نشان میدهد از سال ۲۰۱۹ استفاده از خاموشی اینترنت بهعنوان ابزار اعمال قدرت در حال گسترش است. تاکنون ۵۴ کشور قطع اینترنت را تجربه کردهاند و این موضوع دلایل مختلفی از قبیل اعتراضهای مدنی، تنشهای امنیتی، انتخابات، امتحانات سراسری و تنشهای بینالمللی دارد.
به گفته حسینی مقدم؛ در این میان، ما در یک منطقه توسعهنیافته حضور داریم و از نظر اینترنت، علم و حتی ورزش نیز توسعه نیافته هستیم.
این پژوهشگر با بیان اینکه موضوع قطعی اینترنت، به یک مسئله جهانی تبدیل شده است، گفت: تاکنون حدود ۸۸ هزار و ۸۰۰ ساعت خاموشی اینترنت در سطح جهان ثبت شده است که ۱۶۷ مورد خاموشی گسترده در زیرساختهای حیاتی بوده که ۲۸ کشور را درگیر کرده است.میانگین رشد خاموشیها در نیم دهه اخیر ۲۰ درصد افزایش داشته است.
وی درباره هزینه اقتصادی جهانی خاموشی اینترنت، گفت: این وضعیت در سال ۲۰۲۴، ۷.۶۹ میلیارد دلار بوده که با افزایش ۱۵۶ درصدی به ۱۹.۷ میلیارد دلار رسیده است.
وضعیت ایران در شاخص خاموشی اینترنت
حسینی مقدم در مورد وضعیت ایران در شاخص خاموشی اینترنت، گفت: در شاخص خاموشی اینترنت در منطقه «منا»، ایران در صدر کشورهای منطقه قرار گرفته و به صورت پایدار جزو ۵ کشور پُر بسامد خاموشی در جهان است. از میان ۱۰۰ سایت پر بازدید جهان، ۴۹ سایت در ایران مسدود است که دانشگاهها و مجلات علمی را نیز شامل میشود. همچنین از سال ۲۰۲۴ دسترسی کاربران ایران به برخی ابزارهای کلیدی هوش مصنوعی نیز از سوی شرکتهای خارجی قطع شد.
وی درباره تأثیر خاموشی اینترنت بر نهاد علم، توضیح داد: امروز بنیاد پژوهش بر اینترنت استوار است، نه اینکه اینترنت صرفاً ابزار پژوهش باشد. پژوهش امروز به صورت ذاتی به پایگاههای داده، مجلات و ابزارهای ابری گره خورده است. در این میان با قطعی اینترنت مسئله اعتماد و همکاری نیز آسیب دیده و بیاعتمادی در برخی موارد سالها باقی میماند.
وی با اشاره به اهمیت اعتماد در همکاریهای علمی، گفت: پروژههای بینالمللی بر پاسخگویی بیوقفه استوار هستند و اثر بیاعتمادی که یک بار ایجاد شود، سالها میماند. برای مثال در پروژه بینالمللی «سرن» بخشی از کار به دانشگاه امیرکبیر سپرده شده است، اگر این دانشگاه به دلیل قطع اینترنت نتواند مسئولیت خود را انجام دهد، جایگاه خود را از دست میدهد.
عضو هیئتعلمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی در خصوص اثر تجمعی قطع اینترنت، گفت: هر روز بدون دسترسی، فاصلهای انباشته با مرز دانش جهانی میسازد که جبران آن روزها و هفتهها زمان میبرد. در عصر هوش مصنوعی، فاصله یک ساله میتواند معادل یک نسل علمی باشد.
وی تصریح کرد: ما با نسلی مواجه هستیم که حیات، تفریح و بخش عمده زندگیاش در اینترنت میگذرد و بیش از ۹۶ درصد دانشجویان جهان از اینترنت استفاده میکنند؛ این یک تغییر رفتاری بنیادین است.
حسینیمقدم با اشاره به اینکه علم امروز روی سه پایه متصل به اینترنت یعنی علم باز، هوش مصنوعی پژوهشی و همکاری بینالمللی ایستاده است، گفت: بیش از ۵۰ میلیون مقاله و میلیونها پیشچاپ تنها از مسیر پلتفرمهای آنلاین در دسترس هستند. تمامی ابزارهای نوین تحلیل و کشف، همگی در فضای ابری و وابسته به اتصال آزاد به اینترنتاند و بیش از ۷۵ درصد از مقالهها به صورت همکاریهای مشترک هستند.
وی خاطر نشان کرد: در چنین شرایطی پژوهشگر ایرانی همزمان با دو قفل مواجه است؛ تحریمها و محدودیتهای اینترنتی.
طبقاتیکردن اینترنت با ذات علم در تضاد است
حسینیمقدم با تاکید بر اینکه طبقاتیکردن اینترنت با ذات علم در تضاد است، گفت: تفکیک اینترنت ویژه برای اهل علم یک پارادوکس آشکار است. واقعیت این است که راهاندازی دسترسی فیلتر نشده، برای برخی افراد مشروط به داشتن نقش علمی، تجاری یا آموزشی، به این معناست که سیاستگذار پذیرفته که اینترنت آزاد برای فعالیت علمی ضروری است. میتوان نتیجه گرفت که اگر دسترسی آزاد برای گروهی لازم است، این لزوم نشان میدهد که اینترنت باز یک زیرساخت علمی است و یک امتیاز گزینشی نیست.
وی خاطرنشان کرد: تفکیک دسترسی، شکاف دو طبقهای میان نخبگان دیجیتال و جامعه پژوهشی میسازد و این خطر تازهای است.
عضو هیئتعلمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی سه افق زمانی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت را برای محافظت از نهاد علم مطرح کرد و افزود: در دل واقعیت موجود توصیه عملی در کوتاه مدت این است که یک لیست سفید علمی از پایگاههای داده، مجلات معتبر و ابزارهای پژوهشی ایجاد شود. هرچند که این وضعیت مطلوب نیست. باید دسترسی نهادی برای پژوهشگران با اعتبارسنجی دانشگاه انجام شود، منابع علمی پربازدید به صورت ملی آینهسازی شوند و کانالهای ارتباطی اضطراری برای همکاری بینالمللی جاری انجام شود.
وی ادامه داد: در میان مدت و افق یک تا سه ساله نیاز است که زیرساخت آینه ملی برای پایگاههای داده بنیادین توسعه پیدا کند، برای مستثنی کردن ابزارهای پژوهشی از تحریمها دیپلماسی علمی انجام گیرد، زیرساختهای محاسباتی علمی ملی و ابر پژوهشی ساخته شود و زیرساخت انتشار نمایهسازی علمی داخلی انجام گیرد.
حسینیمقدم افزود: در افق ۵ تا ۱۰ ساله بلند مدت نیز به دسترسی علمی به عنوان یک حق نهادی رسمیت شناخته شود. مشابه اینکه در شرایط جنگ، آب قطع نمیشود. در زیرساختهای حاکمیتی ابر و هوش مصنوعی سرمایهگذاری انجام شود، شبکهسازی علمی منطقهای با کشورهای همسنخ در دستور کار قرار گیرد و سرمایه انسانی پژوهشی از طریق ترمیم اتصال علمی بازگردانده شود.
ضرورت بازطراحی آموزش علوم پزشکی برای مواجهه با بحرانها
دکتر مهرداد حمیدی، استاد دانشگاه علوم پزشکی زنجان، در این نشست، ابعاد مختلف تابآوری نظام آموزش علوم پزشکی در مواجهه با بحرانهای نوظهور و راهکارهای ارتقای آمادگی دانشگاهها و مراکز آموزشی مورد بررسی قرار داد.
دکتر حمیدی در ابتدای سخنان خود با اشاره به افزایش بحرانهای پیچیده در جهان معاصر از جمله جنگها، همهگیریها، تحریمها، اختلالات سایبری و بحرانهای اجتماعی، تأکید کرد که آموزش و سلامت دیگر در محیطهای پایدار فعالیت نمیکنند و تداوم یادگیری در شرایط عدم قطعیت به یکی از مهمترین چالشهای نظامهای آموزشی تبدیل شده است.
وی تابآوری را توانایی یک نظام برای مقاومت در برابر شوکها، حفظ عملکرد در شرایط بحرانی، انطباق با شرایط جدید و یادگیری پس از بحران دانست و خاطرنشان کرد که تابآوری صرفاً به معنای بازگشت به وضعیت پیشین نیست، بلکه ادامه مؤثر فعالیت در شرایط جدید را دنبال میکند.
در ادامه این نشست، تحول مفهوم آموزش در جهان امروز مورد توجه قرار گرفت. ارائهدهنده با اشاره به گذار نظامهای آموزشی از حافظهمحوری و انتقال صرف دانش به سمت شایستگیمحوری، حل مسئله، یادگیری مادامالعمر و توانایی سازگاری با تغییرات، تأکید کرد که هدف آموزش نوین، تربیت افرادی توانمند برای تصمیمگیری و نقشآفرینی در شرایط پیچیده و نامطمئن است.
دکتر حمیدی همچنین به نقش فناوریهای نوین در ارتقای تابآوری آموزشی اشاره کرد و بهرهگیری از هوش مصنوعی، آموزشهای هیبریدی، شبیهسازهای مهارتی، سلامت دیجیتال، تلهمدیسین و یادگیری شخصیسازیشده را از مهمترین روندهای جهانی در تحول آموزش علوم پزشکی برشمرد. وی تصریح کرد که فناوری اطلاعات دیگر صرفاً یک ابزار آموزشی نیست، بلکه بخشی از زیرساخت تابآوری نظام آموزش و سلامت محسوب میشود.
در بخش دیگری از این نشست، ویژگیهای خاص آموزش علوم پزشکی به عنوان یک نظام هیبریدی شامل آموزش نظری، مهارتی و اجتماعی تشریح شد و بر ضرورت تداوم فعالیت دانشگاههای علوم پزشکی در شرایط بحرانی تأکید گردید. همچنین تجربههای جهانی در مواجهه با جنگها، بلایای طبیعی، همهگیریها و بحرانهای مهاجرتی مورد بررسی قرار گرفت و نقش دانشگاههای علوم پزشکی به عنوان بخشی از راهحل بحرانها مورد توجه قرار گرفت.
ارائهدهنده ضمن اشاره به آسیبپذیریهایی همچون وابستگی به حضور فیزیکی، محدودیت زیرساختهای انرژی و اینترنت، توقف آموزش بالینی و نبود سناریوهای از پیش طراحیشده برای بحرانها، بر ظرفیتهای گسترده آموزش علوم پزشکی از جمله شبکه انسانی متخصص، ارتباط با مراکز درمانی و توان تولید راهحلهای علمی تأکید کرد.
در پایان، راهکارهای راهبردی برای استقرار «آموزش تابآور» از جمله بازطراحی برنامههای درسی، توسعه آموزشهای انعطافپذیر و هیبریدی، سناریونویسی بحران، تربیت استادان تابآور، آموزش مهارت تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت و تعمیق پیوند میان آموزش و نظام سلامت ارائه شد. دکتر حمیدی تأکید کرد که هدف آموزش علوم پزشکی آینده صرفاً تربیت فارغالتحصیل نیست، بلکه پرورش انسانها و سازمانهایی است که بتوانند در شرایط عدم قطعیت، به حفظ و ارتقای سلامت جامعه کمک کنند