ضرورت عبور از الگوی ارتباطمحور در بینالمللیشدن آموزش عالی
دکتر عباس علویشاد در این نشست با اشاره به تحولات محیط جهانی علم و فناوری و پیوند روزافزون آن با قدرت ملی کشورها، بر ضرورت بازاندیشی در الگوهای رایج بینالمللیشدن آموزش عالی تأکید کرد. وی با بیان اینکه حکمرانی علم در شرایط کنونی پیچیدهتر از گذشته شده است، اظهار داشت که الگوی متعارف بینالمللیشدن عمدتاً بر تحرک دانشجویان و استادان، جذب دانشجوی خارجی و شکلگیری همکاریهای موردی میان دانشگاهها استوار بوده است؛ در حالی که این اقدامات بهتنهایی نمیتوانند تضمینکننده توسعه علمی پایدار باشند.
علویشاد یکی از محدودیتهای این الگو را غلبه شاخصهای کمی بر ارزیابی عملکرد بینالمللی دانشگاهها دانست و توضیح داد که در بسیاری از موارد، تعداد تفاهمنامهها، دانشجویان خارجی و مقالات مشترک بهعنوان معیار موفقیت در نظر گرفته میشود، بدون آنکه پیامدهای واقعی این همکاریها و میزان تأثیر آنها بر ارتقای ظرفیت علمی کشور بهدرستی سنجیده شود. وی همچنین گسست برخی تعاملات بینالمللی از اولویتهای ملی، نابرابری در توزیع منافع همکاریها به سود دانشگاههای قدرتمندتر و ضعف در تبدیل ارتباطات خارجی به ظرفیتهای پایدار داخلی را از دیگر چالشهای این رویکرد برشمرد.
وی در تبیین الگوی مطلوب، بینالمللیشدن را نه صرفاً برقراری ارتباط با دانشگاهها و مراکز علمی خارجی، بلکه راهبردی برای ارتقای ظرفیت و اثربخشی علمی کشور دانست. به اعتقاد وی، لازم است رویکرد موجود از ارتباطمحوری به سمت گردش دوسویه دانش و استعداد، شکلگیری شبکههای علمی پایدار، همکاریهای نهادمند و تولید مشترک دانش و فناوری تغییر کند. در چنین رویکردی، هدف اصلی باید افزایش توان علمی و اثرگذاری دانشگاهها باشد، نه صرفاً بهبود جایگاه آنها در رتبهبندیها یا افزایش میزان دیدهشدن بینالمللی.
علویشاد همچنین با اشاره به الگوهای مختلف بینالمللیشدن، از جمله الگوهای بازارمحور، شبکهمحور، منطقهگرا و دولتمحور، تجربه کشورهایی مانند چین، سنگاپور و مالزی را مورد توجه قرار داد. وی توضیح داد که چین با اتکا به سرمایهگذاری دولتی، جذب پژوهشگران برجسته و اجرای برنامههای بازگشت استعدادها، در پی تقویت ظرفیت علمی خود بوده است. سنگاپور نیز با جذب هدفمند استعدادهای بینالمللی و بهرهگیری از مزیت زبان انگلیسی و موقعیت منطقهای، جایگاه خود را بهعنوان یکی از مراکز مهم علمی تقویت کرده است. در مالزی نیز توسعه آموزش، نوآوری و پیوند با اقتصاد دانشبنیان مورد توجه قرار گرفته است. وی تأکید کرد که استفاده از این تجربهها باید با توجه به شرایط، مزیتها و اولویتهای ایران صورت گیرد و دانشگاهها نیز متناسب با مأموریتهای خود در این مسیر نقشآفرینی کنند.
اسناد و سیاستهای بینالمللیشدن و چالشهای تحقق آنها
در ادامه نشست، دکتر سیدجلال موسویخطیر به بررسی اسناد و سیاستهای مرتبط با فعالیتهای علمی بینالمللی کشور پرداخت. وی با مرور روند شکلگیری این سیاستها، به اسنادی از جمله سیاستهای فعالیتهای بینالمللی زنان مصوب سال ۱۳۸۲، نقشه جامع علمی کشور، سند راهبردی کشور در امور نخبگان، سیاستهای کلی علم و فناوری ابلاغی سال ۱۳۹۳ و سند جامع روابط علمی بینالمللی جمهوری اسلامی ایران مصوب سال ۱۳۹۷ اشاره کرد.
موسویخطیر همچنین برخی مصوبات و اقدامات اجرایی سالهای اخیر، از جمله سیاستها و برنامههای مرتبط با جذب، نگهداشت و تعامل با نخبگان، تسهیل جذب دانشجویان بینالمللی و توسعه ساختارهای مسئول همکاریهای علمی و فناورانه بینالمللی را مورد توجه قرار داد. وی با اشاره به هدفگذاری جذب ۳۲۰ هزار دانشجوی بینالمللی تا پایان سال ۱۴۰۷، بر اهمیت هماهنگی میان اهداف تعیینشده، سیاستهای اجرایی و ظرفیت واقعی دانشگاهها تأکید کرد.
به گفته وی، با وجود تعدد اسناد و سیاستهای مصوب، تحقق اهداف بینالمللیشدن آموزش عالی با موانع متعددی روبهرو است. موسویخطیر حکمرانی متمرکز و تفویض اختیار ناکافی به دانشگاهها را از جمله این موانع دانست و اظهار کرد که دانشگاهها برای توسعه همکاریهای بینالمللی به اختیارات و انعطاف بیشتری در تصمیمگیری و اجرای برنامههای خود نیاز دارند.
وی همچنین فقدان شاخصهای روشن و قابل اندازهگیری برای ارزیابی میزان تحقق سیاستها، ضعف نهادهای ستادی در راهبری و نظارت و نگرانی درباره کیفیت برخی دانشگاههای پذیرنده دانشجویان بینالمللی را از دیگر مسائل این حوزه برشمرد. به اعتقاد وی، پذیرش دانشجوی بینالمللی بدون توجه کافی به کیفیت آموزشی و خدمات ارائهشده میتواند به اعتبار دانشگاهها و در سطحی گستردهتر به جایگاه علمی کشور در تعاملات بینالمللی آسیب وارد کند.
موسویخطیر در ادامه، محدودیتهای ناشی از تحریم، مشکلات ارتباطی و مالی، بوروکراسی اداری، ضعف برند ملی آموزش عالی، کمبود زیرساختهای اجرایی و کمبود نیروی انسانی متخصص را از دیگر موانع توسعه همکاریهای علمی بینالمللی عنوان کرد. مباحث مطرحشده از سوی وی بر این نکته تأکید داشت که پیشبرد سیاستهای بینالمللیشدن، علاوه بر وجود اسناد بالادستی و هدفگذاریهای کمی، مستلزم اصلاح سازوکارهای حکمرانی، تقویت توان اجرایی دانشگاهها و فراهمکردن شرایط لازم برای اجرای مؤثر این سیاستهاست.
جایگاه دانشگاههای ایران در رتبهبندیهای بینالمللی
دکتر مهدی رحمانی در بخش دیگری از نشست، با بررسی نظامهای اصلی رتبهبندی دانشگاهها، به تفاوت شاخصها و رویکردهای آنها پرداخت. وی توضیح داد که رتبهبندی QS بیش از همه بر شهرت علمی و کارفرمایی و بینالمللیشدن تمرکز دارد؛ رتبهبندی تایمز آموزش، پژوهش، استنادها و چشمانداز بینالمللی را ارزیابی میکند؛ شانگهای بر دستاوردهای برجسته پژوهشی، جوایز و پژوهشگران پراستناد متمرکز است و رتبهبندیهای US News، SCImago و ISC نیز ابعاد مختلف عملکرد پژوهشی و علمسنجی دانشگاهها را مورد سنجش قرار میدهند.
رحمانی با اشاره به تغییرات رتبهبندی تایمز در سال ۲۰۲۷، از افزایش تعداد دانشگاههای چین در میان ۲۰۰ دانشگاه برتر جهان از ۱۳ به ۱۷ دانشگاه و کاهش تعداد دانشگاههای آمریکا از ۵۵ به ۵۳ دانشگاه خبر داد. به گفته وی، دانشگاه تسینگهوا به رتبه یازدهم این رتبهبندی رسیده و برای نخستین بار سه دانشگاه آسیایی در میان ۱۵ دانشگاه برتر جهان قرار گرفتهاند. همچنین مالزی با ارتقای جایگاه خود در شاخصهای بینالمللیشدن توانسته است وارد فهرست ۲۰۰ دانشگاه برتر شود.
وی در ادامه، وضعیت حضور دانشگاههای ایران در رتبهبندیهای جهانی را تشریح کرد. بر اساس دادههای ارائهشده، در رتبهبندی QS سال ۲۰۲۷ تعداد ۱۱ دانشگاه ایرانی حضور دارند و دانشگاه تهران با رتبه ۳۶۷ در جایگاه نخست دانشگاههای کشور قرار گرفته است. دانشگاه صنعتی شریف با رتبه ۳۹۰، دانشگاه صنعتی امیرکبیر با رتبه ۴۸۳، دانشگاه علم و صنعت ایران با رتبه ۵۰۴، دانشگاه صنعتی اصفهان با رتبه ۶۲۰ و دانشگاه تبریز با رتبه ۶۸۶ دیگر دانشگاههای ایرانی حاضر در فهرست رتبههای برتر این نظام هستند.
بر اساس آمار ارائهشده در این نشست، ۷۵ دانشگاه ایرانی در رتبهبندی تایمز ۲۰۲۶، تعداد ۸۰ دانشگاه در رتبهبندی US News سال ۲۰۲۶-۲۰۲۷، تعداد ۱۶۶ دانشگاه در رتبهبندی SCImago سال ۲۰۲۶ و ۷۶ دانشگاه در رتبهبندی دانشگاههای جهان اسلام ISC سال ۲۰۲۵ حضور داشتهاند. همچنین شش دانشگاه ایرانی در میان هزار دانشگاه برتر رتبهبندی شانگهای سال ۲۰۲۶ قرار گرفتهاند. رحمانی با جمعبندی این دادهها، وضعیت ایران را دارای گستردگی حضور در رتبهبندیها، اما با فاصله در دستیابی به جایگاههای بالای جهانی توصیف کرد.
تصویر وضعیت بینالمللیشدن دانشگاهها در آینه یک پیمایش
بخش دیگری از ارائه رحمانی به نتایج پیمایشی درباره وضعیت بینالمللیشدن مؤسسات آموزش عالی کشور اختصاص داشت. این پیمایش با مشارکت ۱۰۱ نفر از مدیران و کارشناسان دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی و بررسی ۴۰ گویه در ۹ بُعد انجام شده است. پاسخدهندگان از گروههای مختلف مؤسسات، شامل دانشگاههای جامع و صنعتی، دانشگاههای علوم پزشکی، مؤسسات غیردولتی و مراکز مهارتی و کاربردی بودهاند.
بر اساس نتایج این بررسی، میانگین کل وضعیت بینالمللیشدن مؤسسات مورد مطالعه ۱٫۴۶ از ۴ گزارش شد؛ وضعیتی که در محدوده میان «محدود» و «در حال توسعه» قرار میگیرد. همچنین ۵۳ درصد پاسخدهندگان وضعیت مؤسسه خود را در سطح «وجود ندارد» یا «محدود» ارزیابی کردهاند و ۳۲ درصد نیز اعلام کردهاند که مؤسسه آنها فاقد سند رسمی بینالمللیسازی است. در مقابل، تنها ۱۶ درصد پاسخها وضعیت بینالمللیشدن را در سطح «پیشرفته» یا «ممتاز» ارزیابی کردهاند.
در میان ابعاد بررسیشده، «تحرک و تبادل» با میانگین ۰٫۸۳ ضعیفترین وضعیت را داشته است. پس از آن، برنامههای بینالمللی با میانگین ۱٫۲۸، زیرساخت منابع مالی با ۱٫۳۵ و شبکه پژوهشی با ۱٫۳۶ قرار گرفتهاند. در مقابل، زیرساخت راهبرد و رهبری با میانگین ۱٫۷۱، حکمرانی داده با ۱٫۶۹ و برند علمی با ۱٫۶۸ از وضعیت نسبتاً بهتری برخوردار بودهاند؛ با این حال، هیچیک از ۹ بُعد بررسیشده به سطح متوسط، یعنی امتیاز ۲ از ۴، نرسیده است.
رحمانی با اشاره به جزئیات گویههای پیمایش، حمایت و تعهد رهبری دانشگاه را با میانگین ۲٫۲۹ از جمله نقاط نسبتاً قویتر معرفی کرد؛ در حالی که جذب استاد مهمان خارجی با میانگین ۰٫۶۳، تبادل دانشجو با ۱٫۰۲ و بینالمللیسازی برنامه درسی با ۱٫۰۷ از ضعیفترین گویهها بودهاند. وی با اشاره به فاصله میان حمایت مدیریتی و فراهمبودن سازوکارهای اجرایی، خاطرنشان کرد که میانگین گویه مربوط به وجود سند رسمی بینالمللیسازی ۱٫۲۰، پایش شاخصها ۱٫۶۱ و اختصاص بودجه مشخص ۱٫۵۰ بوده است.
در مقایسه گروههای مؤسسهای نیز دانشگاههای علوم پزشکی با میانگین ۱٫۷۷ وضعیت بهتری داشتهاند و پس از آنها دانشگاههای جامع، صنعتی و سایر مؤسسات با میانگین ۱٫۴۷ و مؤسسات غیردولتی با ۱٫۳۲ قرار گرفتهاند. گروه مؤسسات مهارتی و کاربردی نیز با میانگین ۱٫۱۸ پایینترین وضعیت را در این ارزیابی داشته است. با وجود تفاوت میان گروهها، تحرک و تبادل در همه آنها از جمله ابعاد ضعیف به شمار میرود.
تمرکز بر جذب دانشجو و ضرورت توجه به سایر ابعاد بینالمللیشدن
یکی دیگر از محورهای ارائه رحمانی، بررسی تفاوت میان فعالیتهای فعلی دانشگاهها و اقداماتی بود که از نظر پاسخدهندگان برای ارتقای جایگاه بینالمللی آنها اولویت دارد. بر اساس نتایج پیمایش، ۷۷ درصد تمرکز فعلی دانشگاهها در حوزه بینالمللیشدن به جذب دانشجوی بینالمللی اختصاص دارد؛ در حالی که افزایش مجلات و نشریات بینالمللی ۸ درصد، تفاهمنامهها و همکاریها و شبکهسازی ۳ درصد و جذب گرنت بینالمللی ۲ درصد از فعالیتهای گزارششده را تشکیل میدهند.
در مقابل، در پاسخ به پرسش درباره نخستین اقدام فوری برای ارتقای رتبه و جایگاه بینالمللی، دیدهشدن، بهبود وبسایت و شهرت دانشگاهها و همچنین توسعه شبکهها، تبادل و تفاهمنامهها هر یک با ۱۶ درصد در اولویت قرار گرفتهاند. پژوهش، مقاله و استناد با ۱۵ درصد و جذب دانشجو و استاد بینالمللی با ۱۲ درصد در رتبههای بعدی قرار داشتهاند. اصلاح ساختار و مقررات و ساماندهی دادهها و وابستگی سازمانی پژوهشگران نیز از دیگر اولویتهای مطرحشده بودهاند.
رحمانی با اشاره به موانع اجرایی شناساییشده در پیمایش، محدودیتهای مالی را با ۴۰ درصد، موانع سیاسی و تحریمها را با ۱۸ درصد، مشکلات مقرراتی را با ۱۳ درصد و مسائل اداری و ساختاری را با ۱۰ درصد از مهمترین موانع برشمرد. همچنین در پاسخ به پرسش درباره حمایت مورد انتظار از سیاستگذاران، حمایت مالی و بودجهای با ۴۷ درصد و تسهیل مقررات، مجوزها و فرایندهای مرتبط با ویزا با ۲۲ درصد بیشترین سهم را داشتهاند.
شش محور پیشنهادی و راهکارهای اجرایی برای دانشگاهها
رحمانی در بخش پایانی ارائه خود، شش محور را برای تقویت بینالمللیشدن دانشگاهها پیشنهاد کرد: توسعه شبکههای پژوهشی از طریق همنویسندگی بینالمللی و اجرای پروژههای مشترک؛ جذب هدفمند دانشجویان بینالمللی، بهویژه از کشورهای منطقه و کشورهای همسو؛ تقویت تحرک آموزشی از طریق تبادل استاد و دانشجو و فرصتهای مطالعاتی؛ توسعه برنامههای بینالمللی از جمله دورههای انگلیسیزبان و مدارک مشترک؛ بهبود حکمرانی داده از طریق اصلاح وابستگی سازمانی و ارسال دقیق اطلاعات به نظامهای رتبهبندی؛ و تقویت برند علمی دانشگاهها از طریق افزایش دیدهشدن و ارتباط مؤثر با دانشآموختگان و کارفرمایان.
وی همچنین شش اقدام کمهزینه را برای آغاز این مسیر مطرح کرد. ایجاد شبکه استادان دارای تجربه همکاری خارجی و تشکیل میزهای کشوری، تقویت روابط عمومی بینالملل در ساختار روابط عمومی دانشگاهها، استفاده از ظرفیت دانشجویان داخلی و بینالمللی برای تولید محتوای معرفی دانشگاه با محورهایی مانند «یک روز در دانشگاه»، توسعه تحرک مجازی از طریق سخنرانیهای مهمان و درسهای مشترک آنلاین، ممیزی هویت پژوهشی و یکسانسازی وابستگی سازمانی و پروفایلهای علمی اعضای هیئت علمی در پایگاههایی مانند ORCID و Scopus و در نهایت، ایجاد شبکه سفیران فارغالتحصیلان و دانشجویان بینالمللی پیشین از جمله این پیشنهادها بود.
رحمانی برای سه اقدام نخست، نقشه راهی ۹۰ روزه نیز پیشنهاد کرد. بر اساس این برنامه، در گام نخست میتوان با شناسایی استادان دارای تجربه همکاری خارجی و تشکیل میزهای کشوری، زمینه برقراری ارتباطات و اجرای سخنرانیها یا پروژههای مشترک را فراهم کرد. در حوزه روابط عمومی بینالملل نیز تعیین یک یا دو نفر، تدوین قالب ثابت خبر انگلیسی و انتشار دستکم یک خبر یا خلاصه پژوهش انگلیسی در هفته و تکمیل پروفایل انگلیسی دانشکدهها پیشنهاد شد. همچنین تولید مجموعهای از ویدئوها و یادداشتهای کوتاه با مشارکت گروهی از دانشجویان داخلی و بینالمللی، از جمله برنامههای پیشنهادی برای معرفی ظرفیتهای دانشگاهها بود.
در مجموع، مباحث مطرحشده در سومین نشست تخصصی «بینالمللیشدن آموزش عالی ایران؛ چالشها و فرصتها» نشان داد که توسعه تعاملات علمی بینالمللی، علاوه بر تدوین سیاستها و افزایش ارتباطات خارجی، به بازنگری در الگوهای همکاری، اصلاح سازوکارهای اجرایی، تقویت ظرفیتهای نهادی دانشگاهها و توجه همزمان به ابعاد آموزشی، پژوهشی، مدیریتی و ارتباطی نیاز دارد.