آیین رونمایی و معرفی کتاب «سلوک دانشپژوهی در آموزش عالی؛ روایت زیسته استادان برجسته ایرانی»، در موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی برگزار و استادان و پژوهشگران با بازخوانی تجربههای علمی و حرفهای خود، درباره نسبت دانشگاه با جامعه و صنعت، نقش پژوهش در تصمیمگیریهای کلان، ضرورت همکاری میانرشتهای، کیفیت آموزش و مسئولیت اجتماعی نهاد علم سخن گفتند.

به گزارش روابط عمومی موسسه؛ کتاب «سلوک دانشپژوهی در آموزش عالی؛ روایت زیسته استادان برجسته ایرانی»، اثر دکتر رضا منیعی عضو هیات علمی موسسه با همکاری حامد کمالی، از آثار منتشرشده مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی است. این کتاب با روایت تجربههای علمی، آموزشی و مدیریتی گروهی از استادان برجسته کشور، به مسیرهایی میپردازد که آنان در طول فعالیت حرفهای خود پیمودهاند؛ از مواجهه با مسائل دانشگاهی و مشارکت در برنامههای ملی تا تجربههای فردی و دغدغههایی که در شکلگیری مسیر علمی و حرفهای آنان نقش داشته است.
در آیین معرفی این اثر، سخنرانان با اشاره به بخشهایی از تجربههای خود، درباره موضوعاتی از جمله رابطه دانشگاه با جامعه، پیوند دانش و فناوری، ضرورت اتکای تصمیمگیریها به پژوهش، نقش ارزیابی در ارتقای کیفیت آموزش و چگونگی بهکارگیری دانش در حل مسائل کشور سخن گفتند. روایتهای مطرحشده همچنین نشان داد که تجربه فعالیت علمی، در بسیاری موارد، با مسئولیتهای اجتماعی و مشارکت در مسائل خارج از محیط دانشگاهی همراه بوده است.

«سلوک دانشپژوهی»؛ روایت مسیر علمی دوازده استاد برجسته ایرانی از زبان رضا منیعی
دکتر رضا منیعی، مؤلف کتاب «سلوک دانشپژوهی در آموزش عالی»، در ارائهای به معرفی ساختار، روش پژوهش و مهمترین یافتههای این اثر پرداخت و تأکید کرد که نظام آموزش عالی باید در کنار دستاوردهای کمّی، شیوه عمل، اثرگذاری اجتماعی و نقش استادان در پرورش نسلهای علمی را نیز به رسمیت بشناسد.
رضا منیعی با تشریح فرایند شکلگیری این اثر گفت: ایده اولیه کتاب در آذرماه ۱۳۹۹ و همزمان با هفته پژوهش شکل گرفت و در ادامه، دوازده گفتوگوی دو تا سهساعته با استادانی از رشتهها و نسلهای مختلف انجام شد.
وی افزود: این گفتوگوها در آغاز با هدف ثبت تجربههای استادان برنامهریزی شده بود، اما تحلیل روایتها نشان داد که میتوان از خلال آنها، چگونگی شکلگیری اندیشه، انتخابهای حرفهای، مواجهه با موانع و تبدیل ابتکارهای فردی به جریانهای علمی و نهادی ماندگار را بررسی کرد.
منیعی با اشاره به چارچوب نظری کتاب اظهار کرد: دانشپژوهی تنها به معنای انجام پژوهش یا انتشار آثار بیشتر نیست، بلکه مفهومی فراگیر است که کشف، یکپارچهسازی دانش، کاربرد، تدریس و مشارکت اجتماعی را شامل میشود. این کتاب میکوشد در کنار دستاوردهای رسمی، مسیر رسیدن به آنها، از جمله تردیدها، کوششها، شکستها و نقش روابط علمی و انسانی را نیز بازنمایی کند.
مؤلف کتاب همچنین سه بُعد «شخصیت»، «فرایند» و «جلوههای دانشپژوهی» را محور اصلی تحلیل روایتها دانست و گفت: وفاداری به یک مسئله، بازاندیشی در عمل، مسئولیتپذیری، ایجاد فضای امن برای یادگیری، پیوند دانش با نیازهای جامعه و تقویت اختیار دانشگاهها از مهمترین مؤلفههای مشترک در تجربه راویان کتاب است.
منیعی یکی از یافتههای اصلی کتاب را وجود شکاف میان ارزش واقعی کار دانشگاهی و نظام رسمی پاداش عنوان کرد و افزود: اقداماتی مانند پرورش یک نسل علمی، بنیانگذاری رشتهها، ایجاد نهادهای ماندگار و اثرگذاری اجتماعی، با وجود اهمیت فراوان، بهسادگی در شاخصهای کمّی ارزیابی نمیشوند.
وی در پایان این پرسش را پیش روی سیاستگذاران آموزش عالی قرار داد که آیا نسل آینده دانشگاهیان نیز باید برای کنشهای خلاقانه و مسئولانه هزینهای سنگین بپردازد، یا میتوان ساختاری ایجاد کرد که این تلاشها را به رسمیت بشناسد و از آنها پشتیبانی کند؟

دانشگاه بخشی از جامعه است، نه نهادی جدا از آن
دکتر یوسف ثبوتی، فیزیکدان و بنیانگذار رصدخانه ابوریحان بیرونی و مرکز تحصیلات تکمیلی در علوم پایه زنجان، با تأکید بر ارتباط دانشگاه و جامعه، یادآور شد که دانشگاه را نمیتوان جدا از محیط اجتماعی آن بررسی کرد. به گفته او، دانشگاهها با وجود استادان، دانشجویان و کارکنانشان، بخش کوچکی از جامعهاند و ویژگیها و کاستیهای آنها نیز باید در ارتباط با جامعه بزرگتر مورد توجه قرار گیرد.
ثبوتی در این باره گفت: «بسیاری از معایبی که گاهگاهی برای دانشگاه میشماریم، انعکاس کوچکی از جامعه بزرگ خودمان است.»
او با اشاره به مسئولیت دانشگاه در قبال جامعه، بر این نکته تأکید کرد که دانشگاه، بهعنوان نهادی برخوردار از دانش و ظرفیت علمی، وظیفه دارد رسالت خود را انجام دهد. از نظر او، بررسی عملکرد دانشگاه بدون توجه به شرایط جامعهای که دانشگاه در آن فعالیت میکند، تصویر کاملی از مسائل و دشواریهای این نهاد به دست نمیدهد.
این استاد دانشگاه در ادامه، تجربه ایران در مواجهه با دانشگاهها، صنایع و فناوریهای غربی را مطرح کرد و به تفاوت میان واردکردن ساختارها و فناوریها و شکلگیری تدریجی رابطه میان دانش و صنعت پرداخت. او توضیح داد که در کشورهای غربی، دانش و فناوری در ارتباط با یکدیگر رشد کرده بودند و میان دانشگاه و صنعت رابطهای دوسویه وجود داشت.
ثبوتی در توصیف این تجربه گفت: «در غرب، دانش و تکنولوژی به پای هم بزرگ شده بودند.»
به گفته او، در چنین رابطهای، صنعت مسائل و نیازهای خود را به دانشگاه منتقل میکرد و دانشگاه نیز برای حل آنها از دانش و توان تخصصی خود بهره میگرفت؛ در مقابل، صنعت هزینه این تعامل را تأمین میکرد. او با اشاره به تجربه ایران، بر این نکته تأکید کرد که در فرایند ورود دانشگاهها، صنایع و فناوریهای غربی، به این رابطه متقابل توجه کافی نشد.
ثبوتی همچنین به پیوند فناوری با فرهنگ و زمینهای که در آن شکل میگیرد اشاره کرد. از نظر او، فناوری را نمیتوان صرفاً مجموعهای از ابزارها و روشها دانست که مستقل از زمینه فرهنگی خود قابل انتقال باشند. او در این زمینه بر ضرورت پرهیز از دو رویکرد افراطی تأکید کرد: رد کامل دستاوردهای غربی از یک سو و اقتباس بیچونوچرا از آنها از سوی دیگر. بحث او بر شناخت تجربههای دیگران و توجه به زمینههای شکلگیری دانش و فناوری متمرکز بود.

اداره کشور به پشتوانه دانایی و پژوهش نیاز دارد
دکتر جعفر توفیقی، وزیر پیشین علوم، تحقیقات و فناوری، با اشاره به ظرفیتهای علمی و فکری نظام آموزش عالی کشور، بر ضرورت استفاده از این ظرفیتها در اداره کشور و تصمیمگیریهای کلان تأکید کرد.
توفیقی با اشاره به اهمیت پژوهشهای پشتیبان در فرایند تصمیمگیری، توضیح داد که مسائل آموزش عالی و اداره نهادهای علمی را نمیتوان صرفاً با اتکا به برداشتهای فردی یا تصمیمهای بدون پشتوانه مطالعاتی حلوفصل کرد. در این زمینه، بررسی دقیق مسئله، شناخت تجربههای موجود و استفاده از یافتههای پژوهشی میتواند به تصمیمگیری آگاهانهتر کمک کند.
او برای توضیح اهمیت این رویکرد، به مطالعات انجام شده درباره واگذاری اختیارات برنامهریزی درسی به دانشگاهها اشاره کرد؛ موضوعی که بررسی آن مستلزم شناخت شرایط دانشگاهها، حدود اختیارات آنها و الزامات مدیریت نظام آموزش عالی است. همچنین مطالعه ساختار وزارتخانههای علوم در کشورهای دیگر از جمله تجربههایی بود که توفیقی به آن اشاره کرد و بر اهمیت شناخت الگوهای مختلف در بررسی مسائل آموزش عالی تأکید داشت.
توفیقی در ادامه، جایگاه مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی را بهعنوان بازوی پژوهشی وزارت علوم مورد توجه قرار داد. به گفته او، این مؤسسه میتواند با انجام مطالعات تخصصی و فراهمکردن پشتوانه پژوهشی، در بررسی مسائل و پشتیبانی از تصمیمگیریهای وزارت علوم نقش داشته باشد.
او همچنین بر ضرورت توجه به کارکردهای گستردهتر دانشگاهها تأکید کرد و یادآور شد که فعالیت دانشگاه نباید تنها به تولید مقاله محدود بماند. دانشگاهها علاوه بر آموزش و پژوهش، ظرفیت مشارکت در سیاستگذاری و کمک به حل مسائل کشور را دارند و باید امکان بهرهگیری از این ظرفیت در فرایند تصمیمگیری فراهم شود.

نقد و ارزیابی باید به ارتقای کیفیت آموزش منجر شود
دکتر عباس بازرگان، استاد پیشکسوت حوزه ارزیابی آموزشی و پژوهش در آموزش عالی، با اشاره به سابقه مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی، بر اهمیت ارزیابی در شناخت وضعیت نظام آموزشی و شناسایی کاستیهای آن تأکید کرد.
در سخنان او، ارزیابی بهعنوان راهی برای شناخت دقیقتر عملکرد نظام آموزشی و بررسی کیفیت فعالیتهای آن مطرح شد. توجه به نتایج ارزیابی، امکان میدهد مسائل و ضعفهای موجود شناسایی شوند و زمینه برای بازنگری در سیاستها و برنامههای آموزشی فراهم آید.
بازرگان برای توضیح اهمیت این موضوع، به کیفیت یادگیری در دوره ابتدایی و مسئله ضعف مهارت خواندن اشاره کرد. این موضوع از جمله حوزههایی است که بررسی آن صرفاً به سنجش عملکرد دانشآموزان محدود نمیشود و باید مورد توجه سیاستگذاران و برنامهریزان آموزشی نیز قرار گیرد.
توجه به مهارت خواندن و کیفیت یادگیری، در این چارچوب، از مسائل مهم نظام آموزشی است که شناخت ابعاد آن به بررسی و ارزیابی نیاز دارد. سخنان بازرگان بر این نکته متمرکز بود که نقد و ارزیابی زمانی میتواند کارکرد مؤثری داشته باشد که به شناخت کاستیها و توجه جدیتر به کیفیت آموزش بینجامد.

مسائل کشور به همکاری میانرشتهای نیاز دارند
دکتر رضا مکنون، استاد دانشگاه صنعتی امیرکبیر و پژوهشگر حوزه مهندسی محیط زیست و توسعه پایدار، با تأکید بر پیچیدگی مسائل کشور، بر ضرورت استفاده از خرد جمعی و همکاری میانرشتهای در پژوهش و تصمیمگیری تأکید کرد.
در موضوعاتی مانند محیط زیست و توسعه منطقهای، مسائل معمولاً به یک حوزه تخصصی محدود نمیشوند و بررسی آنها به مشارکت رشتههای مختلف نیاز دارد. از این رو، بهرهگیری از دیدگاههای متنوع علمی و مشارکت ذینفعان در شناخت مسئله و بررسی راهحلها اهمیت دارد.
مکنون با اشاره به ضرورت استفاده از ظرفیتهای علمی در مواجهه با مسائل کشور، بر اهمیت همکاری میان متخصصان و توجه به ابعاد مختلف مسائل تأکید کرد. در چنین رویکردی، پژوهش علمی با مشارکت افراد و گروههایی همراه میشود که هر یک از زاویهای متفاوت با مسئله مواجهاند.
او همچنین بر انتقال دانش به جامعه و ارتباط میان فعالیت پژوهشی و عرصه عمل تأکید داشت. موضوع توسعه منطقهای و مسائل محیط زیستی از جمله حوزههایی است که در آن، ارتباط میان دانش تخصصی، مشارکت ذینفعان و توجه به شرایط واقعی مناطق میتواند در بررسی مسائل نقش داشته باشد.

تقویت جایگاه مؤسسه در سیاستگذاری آموزش عالی
احمد داوری اردکانی، عضو پیشکسوت مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی، در سخنان خود بر اهمیت جایگاه این مؤسسه و ضرورت تقویت ارتباط آن با وزارت علوم تأکید کرد.
او با توجه به ظرفیتهای پژوهشی مؤسسه، بر ضرورت استفاده بیشتر از توان تخصصی آن در بررسی مسائل آموزش عالی و پشتیبانی از تصمیمگیریهای این حوزه تأکید داشت. مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی با سابقه فعالیت در این حوزه، از ظرفیتهایی برخوردار است که میتواند در ارتباط با مسائل و نیازهای وزارت علوم مورد استفاده قرار گیرد.
محور اصلی سخنان داوری اردکانی، تقویت جایگاه مؤسسه در فرایندهای مرتبط با سیاستگذاری آموزش عالی و توجه به ظرفیتهای علمی و پژوهشی آن بود؛ موضوعی که با نقش پژوهش در تصمیمگیری و ضرورت بهرهگیری از دانش تخصصی در اداره نظام آموزش عالی ارتباط دارد.

دانش زمانی اثرگذار است که به عمل تبدیل شود
در ادامه نشست دکتر علیاکبر سیاری، موسس موسسه و معاون پیشین بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، در سخنان خود بر ضرورت تبدیل دانش به اقدام و استفاده از ظرفیتهای علمی و انسانی برای پاسخگویی به مسائل جامعه تأکید کرد.
در این نگاه، برخورداری از دانش بهتنهایی برای ایجاد تغییر کافی نیست و لازم است این دانش در قالب اقدام و برنامههای متناسب با نیازهای جامعه به کار گرفته شود. سیاری همچنین بر اهمیت همکاری میانرشتهای و استفاده از ظرفیتهای علمی و انسانی در مواجهه با مسائل تأکید داشت.
او با اشاره به تجربههای مرتبط با توسعه روستایی، به اهمیت توجه همزمان به شاخصهای مختلف زندگی مردم اشاره کرد. درآمد، سلامت، سواد و محیط زیست از جمله شاخصهایی هستند که در بررسی وضعیت روستاها و برنامهریزی برای توسعه آنها باید مورد توجه قرار گیرند.
در این چارچوب، توجه به توسعه روستایی صرفاً به یک بُعد از زندگی محدود نمیشود و بررسی شرایط مردم، مستلزم در نظر گرفتن مجموعهای از شاخصهای مرتبط با وضعیت اقتصادی، سلامت، آموزش و محیط زندگی است. سخنان سیاری بر ضرورت پیوند دانش با اقدام و توجه به ابعاد مختلف مسائل در برنامهریزی برای توسعه تأکید داشت.

از تجربههای علمی گذشته تا توانمندسازی زنان روستایی
دکتر حسن طایی، اقتصاددان، استاد بازنشسته دانشگاه علامه طباطبایی و معاون پیشین اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، در سخنان خود از تجربههایی یاد کرد که در آغاز مسیر علمی و حرفهایاش با آنها روبهرو شده بود و در ادامه، به فعالیتهای کنونی خود در حوزه توانمندسازی زنان، کودکان و نوجوانان در سیستان و بلوچستان پرداخت.
طایی سخنانش را با اشاره به شکرگزاری از این فرصت آغاز کرد که در ابتدای مسیر دانشجویی با بزرگان اندیشه روبهرو شده است. او از دیدار خود با زندهیاد دکتر منوچهر فرهنگ، از نسل نخست اقتصاددانان ایران، در زمستان سالهای ۱۳۶۴ یا ۱۳۶۵ یاد کرد؛ دیداری که در منزل فرهنگ انجام شده بود.
او در این باره به جملهای اشاره کرد که در کتابی ترجمهشده بهوسیله دکتر فرهنگ دیده بود. این جمله از ژان لاکروای فرانسوی، در کتاب «اقتصاد سیاسی» ترجمه دکتر فرهنگ آمده بود: «کار در نقطه تلاقی دو ندا، یکی در انسان در دعوت به عمل و دیگری در طبیعت در دعوت به اتمام قرار گرفته است که به اولین یعنی انسان معنویت ارزانی میدارد و به طبیعت کمال میبخشد.»
طایی سپس از دیدار دیگری در نیمه دوم اسفند ۱۳۶۸ سخن گفت؛ دیداری که در طبقه ششم وزارت علوم وقت، در خیابان ویلا و در دفتر دکتر علیاکبر سیاری، با حضور دکتر عباس بازرگان برگزار شد. در آن جلسه، پروژهای برای او توضیح داده شد. طایی یادآور شد که در آن زمان، بهطور کامل از دشواریها و ابعاد مسئولیتی که پذیرفته بود، آگاه نبود.
این تجربه، زمینه ورود او به مجموعهای از مطالعات ملی در حوزه اشتغال شد. طایی توضیح داد که پس از آن، در شش مطالعه ملی اشتغال مشارکت داشته است. از جمله این مطالعات، «تراز نیروی انسانی متخصص در برنامه اول توسعه» و پس از آن «طرح نیازسنجی نیروی انسانی متخصص» با همکاری دکتر جعفر توفیقی بود؛ مطالعاتی که در ادامه، با فعالیتهای پژوهشی دیگر در این حوزه همراه شد.
طایی در بخش دیگری از سخنانش به فعالیتهای کنونی خود در دوران بازنشستگی پرداخت. او گفت که با وجود محدودیت جسمی، همچنان در حوزه توانمندسازی زنان، کودکان و نوجوانان در سیستان و بلوچستان فعالیت میکند. وی همچنین به موضوعی اشاره کرد که در آخرین ساعت کاری شب پیش از نشست روی آن کار کرده بود: «تابآوری و ارزشآفرینی زنان روستایی سیستان و بلوچستان و نقشآفرینی آنان در سیستان و بلوچستان جدید بعد از طرح آمایش».
طایی با اشاره به وضعیت این منطقه گفت که سیستان و بلوچستان در طول هزاران سال در تقسیم کار ملی جایگاه روشنی نداشته است. موضوعی که او در سخنان خود مطرح کرد، بر نقشآفرینی زنان روستایی و توانمندسازی گروههای اجتماعی در این منطقه متمرکز بود؛ موضوعی که در ادامه فعالیتهای او در حوزه اشتغال و مطالعات نیروی انسانی قرار میگیرد.

روایت تجربههای علمی؛ بخشی از حافظه آموزش عالی
دکتر مقصود فراستخواه، جامعهشناس و استاد برنامهریزی توسعه آموزش عالی در مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی، با تأکید بر اهمیت ثبت تجربههای زیسته استادان، به جایگاه روایتهای شخصی در شناخت تاریخ آموزش عالی پرداخت.
در این نگاه، شناخت مسیر تحول دانشگاه تنها با اتکا به اسناد رسمی، ساختارهای اداری و رویدادهای ثبتشده ممکن نیست؛ تجربههای علمی و حرفهای استادان نیز بخشی از حافظه علمی و نهادی آموزش عالی را تشکیل میدهد. این تجربهها میتوانند نشان دهند که افراد در مسیر فعالیت علمی و دانشگاهی خود با چه موقعیتها، دغدغهها و انتخابهایی روبهرو بودهاند.
فراستخواه با اشاره به روایتهای گردآمده در کتاب، بر این نکته تأکید داشت که تجربههای ثبتشده، همه ابعاد تاریخ آموزش عالی را در بر نمیگیرند و تنها بخشی از تجربههای علمی و حرفهای استادان را بازتاب میدهند. نسلهای جوانتر نیز در ادامه این مسیر، تجربهها و روایتهای تازهای خواهند داشت که میتواند به شناخت ابعاد دیگری از حیات علمی و دانشگاهی کمک کند.
او ایران را «طرحی ناتمام» توصیف کرد؛ تعبیری که در سخنان او برای اشاره به مسیری به کار رفت که همچنان در حال شکلگیری است. در این چارچوب، ثبت تجربههای شخصی و حرفهای استادان، از جمله دغدغهها و مسئولیتهای آنان، بخشی از فرایند روایت و شناخت تجربه آموزش عالی به شمار میرود.

مسئولیت دانشگاه فراتر از وظایف سازمانی است
دکتر حامد کمالی، پژوهشگر آموزش عالی و همکار نویسنده کتاب، در سخنان خود بر مسئولیت دانشگاه در قبال جامعه و ضرورت فراتر رفتن از انجام وظایف سازمانی تأکید کرد.
او با اشاره به مفاهیمی مانند خودتنظیمگری و کنشگری انتقادی، بر اهمیت توانایی دانشگاه در بررسی انتقادی مسائل و مشارکت در حل آنها تأکید داشت. در این چارچوب، دانشگاه صرفاً مجموعهای از ساختارها و وظایف اداری نیست، بلکه میتواند با استفاده از ظرفیت علمی خود در مواجهه با مسائل جامعه نقشآفرینی کند.
کمالی همچنین به ضرورت عبور از محدودیتهای صرفاً اداری در فعالیتهای دانشگاهی اشاره کرد و بر مشارکت دانشگاه در حل مسائل جامعه تأکید داشت. از نظر او، نقد و بررسی مسائل باید بتواند به نوآوری و حل مسئله منجر شود و در همین مسیر، مسئولیت اجتماعی دانشگاه در کنار وظایف آموزشی و پژوهشی آن قرار میگیرد.
درپایان نشست حاضرین در جلسه نیز نظرات خود را در مورد کتاب بیان کردند.