ریس مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی در آیین رونمایی و معرفی کتاب «سلوک دانشپژوهی در آموزش عالی؛ روایت زیسته استادان برجسته ایرانی» با تأکید بر نقش ماندگار کتاب در حفظ و انتقال اندیشه، اظهار کرد: ارزش یک اثر علمی را نمیتوان تنها با تعداد تألیفات سنجید، بلکه باید دید این آثار چه تأثیری بر کیفیت اندیشیدن و زیستن مخاطبان دارند و تا چه اندازه میتوانند به ایجاد تغییر در جهان واقعی منجر شوند.

دکتر علی خورسندی در این نشست که با حضور جمعی از استادان و چهرههای برجسته آموزش عالی کشور برگزار شد، گفت: باعث افتخار است که امروز موسسه نه تنها میزبان چهرههای شاخص دانشپژوهی در ایران هست بلکه این نشست فاخر عصاره دانش و خرد تمدنی آموزش عالی ایران در روزگار ما را نمایندگی میکند!
سخن معتبری است که میگوید، کتاب یکی از ماندگارترین پاسخهای بشر به ناماندگاری پدیده حیات، یعنی زمان است! یعنی کناب پادزهر ناپایداری امر زمان است!
در نهایت، زمان انسان را میبلعد اما اندیشهاش را باقی میگذارد. یعنی کتاب مرجع جاودانگی اندیشه است.
تفسیر کلام تمثیلی پیامبر اکرم (ص) که میفرمایند : قَیِّدُوا العِلمَ بالکِتابِ، همین است! میفرمایند علم را با نوشتن در بند بکشید! یعنی اندیشه را جاودان کنیم!
در طول تاریخ هم وقتی میخواهیم بلوغ فکری و فرهنگی ملتها را قضاوت کنیم نگاه میکنیم چقدر کتاب و کتابخانه داشتهاند!
از همه مهمتر، ارزش یک مولف را نمیتوان تنها با تعداد تالیفاتش سنجید؛ باید ببینیم نوشتههایش چند ذهن را بیدار کرده است؟ و یا در ذهن چند مخاطب چند پرسش جدید کاشته است؟ و از همه مهمتر چه اندازه بر «کیفیت اندیشیدن» و «کیفیت زیستن» اثر گذاشته است.
تسلط متن در نهاد علم میراث دوره رنسانس است؛ بویژه بخاطر پدیده چاپ سربی در اروپا، و داستان گوتنبرگ! اما تعمیم متن به مثابه دانش معتبر با آموزشرمدرن و دانشگاه مدرن محقق میشود!
پرسش مبنایی در دوره مدرن این بود که از دل یک پژوهش علمی چگونه به دانش معتبر برسیم؟ یعنی داده تجربی و متن معتبر، پدیده محوری علم مدرن بود. بنابراین کتاب، مقاله علمی، گزارش پژوهشی، داده و اطلاعات خام، رساله و حتی نظریه و مدل از عناصر متن معتبر هستند.
اما مساله جهان امروز صرفا تولید دانش معتبر نیست. پرسش این است که آیا متن میتواند در جهان واقعی ما تفاوت ایجاد کند؟
پاسخ تلویحی جهان به این پرسش در حوزه علوماجتماعی و انسانی این است که زنجیره تولید دانش زمانی به بلوغ میرسد که از متنمحوری عبور کند و به محوریت اثر بینجامد!
اینجاست که مفهوم «زنجیره تولید اثر» اهمیت پیدا میکند. یعنی در آن داده و متن معتبر چگونه به تصمیم و اقدام منجر شود؟ یعنی داده و متن معتبر چگونه به خلق تاثیر منجر شود؟
یعنی چگونه سبب تغییر می شود؟ و از همه مهمتر داده تجربی و متن معتبر چگونه ایجاد تفاوت میکند؟
در پایان بر این باورم که در پس هر کتاب ارزنده ای کلی انرژی ساختن صرف شده است! در پس آن کلی رویاهای جاودانه نهفته است! درست است که نویسنده از امروز مینویسد، اما گفتگویش با آینده است؛ و چه گفتگویی؟ گفتگویی ماندگار!
ضمن تشکر فراوان از پدیدآورندگان کتاب فاخر سلکوک دانشپزوهی، بویژه جناب دکتر منیعی گرامی و همه اساتید و مولفان برجسته آن بر این باورمکه این اثر بزرگ همان چیزی است که باید باشد! یعنی این اثر فاخر دانش معتبری را تولید کرده است که تفاوت ایجاد میکند!