نخستین نشست از مجموعه نشستهای تخصصی «بینالمللیشدن آموزش عالی ایران: چالشها و فرصتها» با حضور مقصود فراستخواه، احسان قبول، علی خورسندی و احمدرضا روشن در مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی برگزار شد. در این نشست، سخنرانان با بررسی نسبت میان سیاستهای داخلی، دیپلماسی علمی و ارتباطات دانشگاهی، به تبیین موانع و ظرفیتهای بینالمللیشدن آموزش عالی ایران پرداختند. محدودیتهای ناشی از تحریمها، ضرورت تقویت شبکههای علمی، نقش استادان و ایرانیان متخصص خارج از کشور و امکان توسعه همکاریهای علمی در شرایط موجود، از محورهای اصلی این نشست بود.

بینالمللیشدن با توسعه و ارتقای کیفیت آموزش عالی پیوند دارد
احمدرضا روشن، عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی و دبیر نشست، در آغاز با قدردانی از حضور شرکتکنندگان بهصورت حضوری و مجازی، بینالمللیشدن آموزش عالی را موضوعی مرتبط با توسعه کشور دانست و گفت: قبل از ورود به محورهای اصلی این جلسه لازم است مقدمتاً به نکاتی اشاره کنم. از جمله اینکه مهم ترین سئوال مرتبط با موضوع این جلسه این است که اساساً چرا بین المللی شدن آموزش عالی یک مسئله است و جنبه پرابلماتیک آن چیست؟ پاسخ این است که بین المللی شدن با توسعه کشورها گره خورده است. اگر مهم ترین مسئله و هدف کشور را توسعه و توسعه را به معنای گذار از گسترش کمّی به بلوغ کیفی و شکوفا کردن ظرفیت های بالقوه بدانیم، بین المللی شدن، می تواند از طریق یادگیری اجتماعی تجارب دیگران به فرایند مطلوب این گذار و حرکت در مسیر توسعه کمک کند. در بسیاری از نظریههای توسعه، بهویژه در حوزه اقتصاد، بینالمللیشدن جایگاه مهمی دارد و توسعه کشورها با گسترش ارتباطات بینالمللی پیوند خورده است. به همین ترتیب، در حوزه آموزش عالی نیز بینالمللیشدن میتواند به ارتقای کیفیت و توسعه این بخش کمک کند. مسئله دیگر به شرایط خاص کشور و محدودیتهای ناشی از تحریمها برمی گردد که اتفاقاً در چنین شرایطی باید درباره راه حل های مواجهه با محدودیتها و یافتن راهکارهای متناسب با وضعیت موجود فکر کرد. یافتن راهحلهای عملی برای بینالمللیشدن در شرایط دشوار، بخشی از توانمندی و ابتکار فعالان آموزش عالی است.
دبیر نشست با اشاره به پیشینه تاریخی ارتباطات علمی و آموزشی، یادآور شد که بینالمللیشدن پدیدهای جدید نیست و میتوان برای آن سابقهای طولانی، از آکادمی افلاطون در حدود چهار قرن پیش از میلاد تا تجربههای علمی در چین و هند، دانشگاه جندی شاپور و حتی دانشگاه های قرون وسطی، در نظر گرفت. بررسی این پیشینه میتواند زمینهای برای شناخت بهتر مسیرها و تجربههای تاریخی در حوزه ارتباطات علمی فراهم کند. در این سوابق، مواردی مثل تحرک فرامرزی دانشوران، شکلگیری اجتماعات علمی، انتقال و تولید دانش در شبکهای گستردهتر از یک جامعه محلی و پیدایش نوعی فعالیت علمی بینافرهنگی را به عنوان نشانه های آموزش عالی بینالمللی می توان مشاهده کرد.

دبیر نشست افزود: نکته دیگر اینکه، در مبحث آموزش عالی بینالمللی توجه به تمایز مفاهیم اهمیت دارد چون در این عرصه مفاهیمی وجود دارد که نزدیک به هم هستند و گاه به جای هم به کار می روند. از جمله این مفاهیم می شود به تمایز میان بینالمللیبودن، بینالمللیشدن و بینالمللیسازی آموزش عالی اشاره کرد. بینالمللیبودن (Internationality ) که ناظر بر وضعیت موجود و فعلی نظام آموزش عالی یا دانشگاه در برقراری تعاملات بینالمللی است، مثل درصد دانشجویان خارجی دانشگاه در حال حاضر. بینالمللیشدن ( Internationalization ) به معنی جریان مستمر و فرایند تدریجی ادغام ابعاد فراملی و بینفرهنگی در امور آموزشی و پژوهشی یک دانشگاه و عمدتاًً با رویکرد پایینبهبالا است مثل برگزاری دوره های آموزشی مشترک با یک دانشگاه خارجی. بینالمللیسازی (Internationalizing ) ناظر بر تصمیمها، ابزارها و سیاستهای متمرکز و هدایتشده از سوی مدیریت دانشگاه یا وزارتخانه یا دولت در جهت تقویت ابعاد فراملی فعالیت های دانشگاه ها البته با رویکرد بالابهپایین است مثل تخصیص بورسهای تحصیلی هدفمند دولتی برای جذب دانشجویان غیرایرانی.
روشن همچنین میان شکلگیری دانشگاه مدرن و آغاز سیاستگذاری مدرن برای بینالمللیشدن تمایز قائل شد. به گفته وی، به یک تعبیر، دانشگاه مدرن با تجربه دانشگاه برلین یا دانشگاه هومبولتی در سال ۱۸۱۰ و گسترش پیوند آموزش، پژوهش و دولتـملت به وجود آمد. هومبولت، دانشگاه را نه یک سازمان محلی بلکه فضایی برای دستیابی به حقیقت جهانشمول می دانست. به اعتقاد او، علم، مرز داخلی و ملی ندارد. بنابر این، تحقیق، پدیدهای فراملی و جهانی است. دانش در صورتی پیشرفت میکند که تعاملات و تبادلات علمی بین دانشمندان بدون محدودیت جغرافیایی صورت بگیرد. بر این اساس، دانشگاه برلین در آن زمان، مکانی شد برای جذب دانشمندان سایر کشورهای جهان. در حالی که سیاستگذاری کلان و هدفمند برای بینالمللیشدن به طور کلی و بینالمللیشدن آموزش عالی از سوی دولت ها، بهویژه پس از جنگ جهانی دوم، اهمیت بیشتری پیدا کرد. از این دیدگاه، دانشگاه ها خیلی زودتر از دولت ها، سیاست ها و برنامه های بینالمللیشدن را آغاز کردند.
وی در ادامه با معرفی سخنرانان، اعلام کرد که این برنامه نخستین نشست از مجموعه چهار نشست تخصصی درباره بینالمللیشدن آموزش عالی است و نشست دوم با سخنرانی دکتر ذاکر صالحی برای پنجم آبانماه برنامهریزی شده است. بر اساس توضیحات وی، در ساختار هر نشست، پس از سخنرانیهای تخصصی، فرصتی برای طرح دیدگاهها و پرسشهای حاضران و پاسخگویی سخنرانان در نظر گرفته شده است.

دانشگاه نباید علاوه بر رنج علمآموزی، رنج دیپلماسی را نیز تحمل کند
مقصود فراستخواه، در سخنرانی خود با موضوع «کنش آکادمی بینالملل در اکنون»، بحث را با بررسی تأثیر سیاستهای بینالمللی کشور بر وضعیت دانشگاهها آغاز کرد. وی با اشاره به تنشهای موجود در روابط ایران با جهان طی چند دهه گذشته، گفت دانشگاه درون زیستبومی فعالیت میکند که مناسبات آن با جهان با دشواریهایی روبهرو بوده است؛ شرایطی که به گفته او، دانشگاه را نیز متحمل پیامدهای این وضعیت کرده است.
فراستخواه تأکید کرد: دانشگاه باید رنج علمآموزی و فعالیت علمی را تحمل کند، نه اینکه علاوه بر آن، رنج ناشی از مشکلات دیپلماسی نیز بر آن تحمیل شود. وی در این زمینه، تحریمها را یکی از عوامل مؤثر بر کاهش منابع عمومی در دسترس علم و پژوهش دانست.
او با توضیح اینکه توسعه علم به حمایت مالی عمومی نیاز دارد، گفت علم فعالیتی زیرساختی و دیربازده است و به همین دلیل، در بسیاری از موارد نمیتوان انتظار داشت بنگاههای اقتصادی بهتنهایی تأمین مالی آن را بر عهده بگیرند. از این منظر، هنگامی که منابع عمومی کشور در نتیجه تحریمها محدود میشود، حمایت از پژوهشها و گرنتهای علمی نیز در معرض کاهش قرار میگیرد؛ بهویژه زمانی که آموزش و پژوهش بهجای سرمایهگذاری، بهعنوان هزینه مصرفی تلقی شوند.
این استاد دانشگاه، محدودبودن تحرک اقتصادی و حضور ناکافی در زنجیرههای ارزش جهانی را از دیگر عوامل مؤثر بر وضعیت علم دانست و توضیح داد که کاهش پویایی اقتصاد، تقاضا برای دانش را نیز محدود میکند. به اعتقاد وی، رونق آموزش عالی و پژوهش با وجود تقاضای مؤثر برای دانش ارتباط دارد و اقتصاد پویا میتواند زمینه استفاده بیشتر از ظرفیتهای دانشگاهی را فراهم کند.
فراستخواه همچنین به گسترش فعالیت مجموعههایی اشاره کرد که به تعبیر وی، به تولید و عرضه «شبهدانش» میپردازند. او معتقد بود بخشی از منابع محدود موجود نیز ممکن است به این فعالیتها اختصاص یابد؛ در حالی که دانشگاه با ظرفیتهای معرفتی، انتقادی، شناختی، فرهنگی و اجتماعی خود، کارکردی فراتر از تولید خدمات قابل مبادله دارد.
محدودیتهای ارتباطی و پیامدهای آن برای حضور علمی ایران
فراستخواه در بخش دیگری از سخنان خود، محدودیتهای ارتباطی را از موانع فعالیت بینالمللی دانشگاهیان برشمرد و به دشواری شرکت در برخی آزمونهای بینالمللی زبان در داخل کشور اشاره کرد. وی گفت در برخی موارد، متقاضیان ناچارند برای شرکت در این آزمونها به کشورهای دیگر سفر کنند و هزینههای سفر، اقامت و سایر مخارج را بپردازند.
او همچنین با اشاره به وضعیت دانشگاههای ایران در رتبهبندیهای بینالمللی، از کاهش جایگاه تعدادی از دانشگاههای کشور در برخی نظامهای رتبهبندی سخن گفت و تحریمها و آنچه خودتحریمی خواند را از عوامل مؤثر بر این وضعیت دانست. فراستخواه با یادآوری حضور تعداد بیشتری از دانشگاههای ایران در برخی بازههای رتبهبندی شانگهای در سالهای گذشته، به کاهش تعداد دانشگاههای ایرانی حاضر در این بازهها اشاره کرد. وی همچنین از تنزل جایگاه برخی دانشگاههای کشور در رتبهبندی کیواس سخن گفت.
به گفته فراستخواه، اختلال یا قطع دسترسی به اینترنت نیز میتواند روند ارتباطات علمی را مختل کند؛ برای مثال، پژوهشگری که مقالهای به یک مجله بینالمللی ارسال کرده است، ممکن است نتواند وضعیت داوری و نتیجه بررسی مقاله خود را بهموقع پیگیری کند یا پیامهای دریافتی را مشاهده کند. از دیدگاه وی، چنین محدودیتهایی میتوانند بر انتشار مقالات در مجلات و مجموعههمایشهای خارجی و نیز ثبت اختراعات کاربردی و طراحی اثر بگذارند.
وی در ادامه، از تجربه شخصی خود در زمینه دریافت دعوتنامههای علمی بینالمللی سخن گفت و توضیح داد که در سالهای گذشته، دعوت به مشارکت در همایشها، مجلات و برنامههای دانشگاهی خارجی بهطور معمول در ایمیل او دریافت میشد؛ اما در دوره اخیر، از میزان این ارتباطات بهطور محسوسی کاسته شده است. فراستخواه این تجربه را نشانهای از کاهش ارتباطات و سرمایه اجتماعی علم ایرانی در عرصه بینالمللی دانست.
او با اشاره به نشستهایی درباره مقابله با آپارتاید علمی، تأکید کرد که برای مقابله با این پدیده باید به موانع درونی نیز توجه کرد و در کنار بررسی محدودیتهای تحمیلشده از بیرون، مسئله خودتحریمی را نیز مورد بررسی قرار داد.
علم ماهیتی جهانی دارد؛ ضرورت عبور از نگاه صرفاً ساختاری
فراستخواه با تأکید بر اینکه علم به سرشت خود ماهیتی جهانی دارد، گفت بینالمللیبودن را نباید صرفاً یک هدف سیاستی یا انتخابی اختیاری برای دانشگاهها دانست. به گفته وی، علم ثروتی مشترک میان انسانهاست و هنجارهای علمی، از جمله جهانشمولی دانش، مستقل از ملیت و مرزهای جغرافیایی عمل میکنند.
او با اشاره به اهمیت همکاریهای علمی و تألیف مشترک، توضیح داد که در ارزیابی آثار علمی، همکاری پژوهشگران از دانشگاهها و کشورهای مختلف میتواند اهمیت داشته باشد و ارتباط با پژوهشگران دوردست، امکان مشارکت در زنجیره ارزش جهانی علم را فراهم میکند.
فراستخواه با بیان اینکه ساختارهای سیاسی و اقتصادی موجود محدودیتهایی برای دانشگاهها ایجاد میکنند، تأکید کرد که نباید از این محدودیتها نتیجه گرفت که هرگونه تلاش برای بینالمللیشدن ناممکن است. وی با اشاره به نظریه میدان در آثار پیر بوردیو، بر نقش عاملیت افراد و کنشگران در کنار ساختارها تأکید کرد و گفت دانشگاهیان میتوانند در میدان علمی، با ابتکار و ایجاد قواعد و مسیرهای تازه، بخشی از محدودیتها را پشت سر بگذارند.
وی در این زمینه، بر ضرورت تقویت عاملیت علمی، سوژگی و ابتکارات پژوهشگران ایرانی تأکید کرد و پیشنهاد داد دانشگاهها در کنار مواجهه با موانع موجود، فضاهایی برای فعالیت علمی ایجاد کنند که بتواند ارتباط خود را با جامعه علمی جهانی حفظ کند و گسترش دهد.
ایجاد «جهان موازی علمی» و استفاده از سرمایه نمادین دانشگاهیان
این استاد دانشگاه یکی از راههای پیشرو را ایجاد نوعی «جهان موازی» در دانشگاه دانست؛ فضایی که در آن، فعالیتهای علمی و پژوهشی با وجود محدودیتهای بیرونی ادامه یابد و کیفیت و دستاوردهای آن بتواند توجه جامعه علمی جهانی را جلب کند.
فراستخواه با اشاره به سرمایههای فرهنگی، تمدنی، نمادین و دانشگاهی ایران گفت کشور از پیشینه علمی و تمدنی و همچنین از حضور دانشمندان ایرانی شناختهشده در داخل و خارج از کشور برخوردار است. به اعتقاد وی، میتوان از این ظرفیتها برای جبران بخشی از محدودیتهای اقتصادی و دشواریهای ارتباطی بهره گرفت.
او با ارجاع به دیدگاههای استوارت کافمن در زمینه نظامهای پیچیده و نظمهای خودجوش، بر امکان شکلگیری نظمهای علمی در دل شرایط آشفته و محدودکننده تأکید کرد. به گفته فراستخواه، دانشگاهیان میتوانند با ابتکارهای علمی، از جمله همکاریهای پژوهشی، ارتباطات تخصصی و ایجاد مسیرهای تازه تعامل، امکانهایی برای عبور از موانع فراهم کنند.
وی برای توضیح این ظرفیت، به تجربه ابوریحان بیرونی اشاره کرد که با اقامت طولانی در هند، فراگیری زبان سانسکریت و مطالعه جامعه و فرهنگ آن سرزمین، اثری مهم درباره هند پدید آورد. فراستخواه این نمونه تاریخی را شاهدی بر امکان گسترش دانش و تولید آثار علمی ارزشمند در شرایطی دانست که روابط سیاسی میان جوامع لزوماً مطلوب نیست.
او در پایان این بخش، بر ضرورت ابتکار در مدیریت دانشگاهها و گروههای آموزشی تأکید کرد و ایجاد فرصتهایی مانند راهنمایی مشترک رسالههای دکتری با استادان خارجی، توسعه همکاریهای علمی میان دانشگاهها و تداوم فعالیت انجمنهای تخصصی بینالمللی را از مسیرهای قابل پیگیری دانست. وی با اشاره به نمونههایی از فعالیت انجمنهای علمی در حوزههای تخصصی، خاطرنشان کرد که برخی از این نهادها با وجود محدودیتهای موجود، ارتباطات خود را حفظ کرده و به فعالیتهای مشترک ادامه دادهاند.
