نشست نقد و بررسی کتاب در راه آموختن/ گپ و گفتی درباره آموزش و توسعه با حضور پدیدآورندگان کتاب و جمعی از استادان و ناقدان در مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی موسسه، دکتر علی خورسندی رئیس موسسه در آغاز این نشست گفت، سیاست یا برنامه نوپدیدی در موسسه با عنوان «برنامه حل مسائل آموزش عالی کشور» شکل گرفته است که در آن سبدی از فعالیتها و رویدادهای علمی در حال طرح و شکل است؛ نقد و بررسی کتابهای فاخر و اثرگذار اجتماعی از جانب اساتید اندیشمند آموزش عالی و درسگیری علمی برای اقدامات سیاستی در چارچوب همین برنامه مطرح است. خوشحال هستم که اولین اثر مهمی که در این چارچوب تعریف میشود اثر فاخر جناب آقای دکتر سرکارآرانی است. بیش از ۲۷ سال است که به روشهای مختلف خدمت استاد محمد-سان (استاد سرکارآرانی) شاگردی کردهام؛ چه با همکاری در تیم پایاننامه ارشد و چه با مطالعه نک تک آثارشان، به عنوان یک شاگرد پیگیر، اگر بخواهم منظومه فکری و معرفتی دکتر سرکارآرانی را در یک گزاره خلاصه کنم باور به «فضیلت یادگیری» است. یعنی پدیده محوری ذهن استاد «یادگیری» به مثابه یک ارزش بنیادین است. و این نکته بدون استثنا در تمامی نوشته های استاد آشکار است. علاوه برآن، به عقیده من بزرگترین ویژگی شخصیت اجتماعی استاد هم وطندوستی و عشق به ایران است.
خورسندی در بخش دیگری از صحبت های خود گفت: ابتدا قصد داشتم هفت فصل کتاب «در راه آموختن» تلخیص و نقد و بررسی کنم. خلاصه کتاب که آماده شد، گفتم بهتر است آورده این کتاب را در آموزش عالی روز ایران برساخت کنم. بنابراین و به عنوان یک شاگرد آموزش عالی و معلم دانشگاه که باور به «اصالت آموزش» دارم، مطالب خود را در دو پدیده محوری مطرح می کنم. اولین موضوع مورد بحث در مورد «فضیلت شاگردی کردن» است. معلمی کردن خیلی باارزش است، اما بر این باورم که در دنیای مدرن هیچ ارزشی بالاتر از «شاگردن گردن» مقام وجایگاه ندارد. در دنیای معاصر ملتهایی که به خوبی و به درستی شاگردی کردند و دروازههای یادگیری خود را باز گشودند و در در برابر یادگیری از سایر ملتها مقاومت نکردند، خوشبختترین و محترمترین هستند. معتقدم که شاید پرابهامترین نقطه آموزش عالی در ایران، حاشیه نشینی آن چیزهایی است که در قالب «روح دانشگاه» مطرح می شود. فضیلت «یادگیری» و شاگردی کردن روح بلند و اصیل دانشگاه است. فضیلت یادگیری و علم آموزی کارویژه آموزش مدرن است. بنظرم یادگیری ذاتا ارزش است و اگر تمام عمر فقط یادبگیرم وهیچ کار مهم دیگری انجام ندهم با ارزشترین کار عمرم را انجام دادهام.
رئیس موسسه ادامه داد: دومین فضیلت بزرگ دانشگاه که به عنوان یکی از ارزشهای بتیادین علم و دانشگاه مدرن شناخته میشود ارزشی بنام «پرسشگری» است. پرسشگری، پدیده «حقیقت جویی» در دانشگاه را نشان میدهد. فکر می کنم نعمتی که کلاس درس و محیط یادگیری در دانشگاه ایرانی از آن کمبهره است، پرسشگری منتقدانه و مولدانه است و این یک مشکل تاریخی آموزش عالی است و اگر دانشگاه و حکمرانی آن به سمت حقیقت جویی و پرسشگری نرود قطعا هم صدای ذینفعان و هم صدای خودش را نخواهد شنید. میدانیم که نهاد دانشگاه مدرن، اجتماع افرادی است که اگرچه ممکن است در هیچ مسئلهای میان آنها توافق وجود نداشته باشد اما در یک چیز میتوانیم با هم توافق داشته باشیم و آن اینست که میتوانیم پرسشگری کنیم، مخالف هم فکر کنیم؛ از هم و از همه چیز پرسشگری کنیم و افکار و آرای همدیگر را به نقد بکشیم و این توافقی بزرگ است که حاصل دانشگاه مدرن است. از این منظر ما نمیتوانیم آموزش عالی ایران را آنگونه که باید و شاید، بهروز و معاصر بنامیم. به عقیده من همین پرسشگری گمشده کلیدی آموزش عالی ایران است و ما باید این را در وجب به وجب اکوسیستم دانشگاه و آموزش عالی جستجو کنیم و به رسمیت بشناسیم.
وی افزود: این دو فضیلتی که بیان کردم، دو پدیدهای هستند که با مطالعه «در راه آموختن» در ذهنم برساخت شد و با شما بزرگواران به اشتراک گذاشتم. اما پرسشی کلیدی باقی میماند که بحثها و مباحثات زیادی را میطلبد. و آن این است که «اگر یادگیری باارزشترین اتفاق جهان مدرن است، چرا خوب یاد نمیگیریم و یا یادگیرنده فعال و مولد و اثرگذاری در تولید معرفت و خلق دانش و سیاستهای عملی نیستیم؟»؛ چرا این همه کتاب مینویسیم، ترجمه میکنیم؛ مقالات نمایهدار بینالمللی فراوان منتشر میکنیم اما آنگونه که باید و شایسته است، یاد نمیگیریم؟! به عقیده من ارزش آن را دارد که پیرامون این پرسش بتیادین بحثها و گفتگوهای معرفتی و سیاستی جدی در سطح ملی داشته باشیم.

دکتر مقصود فراستخواه استاد موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی دیگر سخنران این نشست نیز در مورد کتاب گفت: با گفتگویی که در این کتاب صورت گرفته یک فضای اندیشیدن فراهم شده است. وی افزود: یکی دیگر از ویژگی های این کتاب حضور فکری و عاطفی دیگران در این کتاب است و انسان احساس می کند افرادیکه از آنها نام برده شده نیز در این کتاب حضور دارند.
فراستخواه ادامه داد: ویژگی دیگر این کتاب بینا قطعیت است و بینا قطعیت در این کتاب خیلی حضور دارد. یکی دیگر از نقاط قوت این کتاب این است که مسئله تربیتی از منظر فرهنگی و اجتماعی خوب تبیین شده است و نگاه از نزدیک به ژاپن و دور از سایه شرق شناسی نیز از دیگر ویژگی های این کتاب است، چراکه این کتاب به ما می آموزد از تجربه زیسته و سلوک فکریشان بیاموزیم اما این هم نیست که در آنجا همه چیز خوب است و ما دچار فقدان هستیم و اهتمام مولفان نیز این است که نظریه عقب ماندگی را از ما دور کنند.
وی در پایان به تجربه های قبلی و عملی آموزش در ایران اشاره کرد و این پرسش را مطرح نمود که چرا این تجربیات مغفول مانده اند.
دکتر علیرضا کیامنش استاد بازنشسته دانشگاه خوارزمی نیز در این نشست گفت: یکی از نکات جالب این کتاب طرح پرسش به جای پاسخ است؛ در دوران فعلی یکسری پرسش داریم که باید به آنها پاسخ بدهیم. ما به پرسش نیاز داریم اما به پاسخ نیز نیازمند هستیم و امیدوارم اساتیدی که در سایر کشورها نیز فعالیت می کنند تجربیات خود را همانند دکتر سرکارآرانی به اشتراک بگذارند.

دکتر غلامرضا ذاکرصالحی استاد موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی و دبیر نشست با اشاره به سابقه بازدید خود از مدارس ژاپن گفت: پرسش فعلی من این است که تفاوت ها بیشتر برای ما الهام بخش است یا شباهت ها؟ نکته دیگر درهم آمیختگی مناسب رشته ها و حوزه های معرفتی در این کتاب است. در این کتاب گاهی به جامعه شناسی آموزش و پرورش گریزی زده می شود و جایی نیز رنگ فلسفه تعلیم و تربیت می گیرد. در بخش دیگری نیز به ریشه های روشنفکری در آکسفورد و کمبریج اشاره می کنند. تلفیق و تولد میان رشتگی در این اثر موفق بوده است و بنظر می رسد برنامه پژوهشی استاد آرانی از درس پژوهی فراتر رفته و وارد بحث آموزش و زندگی شده است که حوزهای میان رشتهای است.
ذاکرصالحی ادامه داد: در غوغای فنآوریسازی همه چیز از جمله تعلیم و تربیت، در این اثر روح تعلیم و تربیت بعنوان یک گمشده خودنمایی می کند. این اثر یک بینش جدید و «فرادانی» و حکمت عملی را انتقال می دهد. درجایی مولف می نویسد: آموزش عالی ایران بیشتر دارالفنون است تا دارالفکر. ایکاش فرصت باشد تا مولف محترم تشریح کنند یخ دارالفنون را چگونه می توان آب کرد. انجماد زدایی با انقلاب آموزشی و اصلاحات تمام عیار و رادیکال یا بهسازی تدریجی؟ آیا راه سومی وجود دارد؟
دکتر محمدرضا سرکارآرانی پدید آورنده کتاب در پاسخ به سوالات و نقدهای مطرح شده گفت: صحنه پردازی یادگیری نقطه بنیادین است. ما آموزش می دهیم ولی یاد نمی گیریم. بخش عمده آموزش اکنون مناسک است و نسبت علم با فرهنگ و زندگی روزمره دارد و موتور یادگیری اینجاست و نانو ترینینگ حلقه آموزش و ساخت یک جامعه است. وی در پاسخ به این سوال که پرسش نداریم گفت: باید دانش آموزان، والدین و آموزگاران را تمرین بدهیم که پرسش بکنند و پرسشگری زمانی که شیوع پیدا کند آرام آرام رنگ تحول در متن و عمل صورت پیدا می کند.
استاد دانشگاه ناگویا افزود: بنده مرتب به مسئولین مراجعه کردم و این مفهوم را مطرح کردم که دانش آموز مرورگر نیست و پرسشگری کجاست؟ این موضوع باید از موسسه و سایر دانشگاهها پرسیده شود. اگر پرسش در بین دانش آموزان، معلمان و والدین جان گرفت آنوقت است که راهی برای اصلاح باز می شود.
وی در ادامه به اشاره به سابقه تاریخی دو کشور در حوزه آموزش پرداخت و گفت: بهترین جا برای بهسازی آموزش کلاس درس و تاکید بر معلمی است و اینگونه گفتگوهای حرفه ای در فضا و پیرامون پداگوژی مدرسه و حتی پداگوژی دانشگاهی است. فلذا آموزش می دهیم ولی یاد نمیگیریم. ما به آداب پرداختیم و صورتبندیها سرجایش است اما فاقد روح و پیام اصلی است. درصورتیکه خوانا بودن، نویسنده بودن و بینا بودن شرط ادب است.
سرکارآرانی افزود: درحالیکه جنس پرسش ها در آموزش ژاپن «چگونه» و در غرب «چرا» است اما در کشور ما جنس پرسش ها «چیستی» است. درحالیکه کارکرد مدرسه محل قرار اجتماعی و روان شناختی و حس آرامش است اما این آرامش با شرایط فعلی و با تست و رتبه و.. تبدیل به یک غم می شود. یادگیری در ذات خود رنج آور است اما هنر وجودی معلمی نیز کاهش این رنج است.
در این نشست همچنین خانمها و آقایان: دکتر احمدرضا روشن، دکتر سیده مریم حسینی لرگانی، دکتر رضا منیعی، دکتر بختیاری، دکتر نیکنام، دکتر کریمی، آقای موسوی و خانم ابراهیمی نظرات خود را پیرامون موضوع جلسه و کتاب در راه آموختن مطرح کردند.